‹ Siasset namèh; traité de gouvernement, composé pour le sultan Melik CahChapitre 23 sur 70 · I LS PA‏ دو صد باره · texte numérisé non relu

I LS PA‏ دو صد باره

از حضرت رسول de‏ می‌ویست که دجال از اصفبان بیرون آید مخرج الدجال من ممودية الاصضبان حتی یی الکوفة فیلحقه قوم من مدينة وقوم من الطور وفوم ذی of‏ وقوم من قزوین سل يا رسول الله ما قزون قال قوم یکونون باخرة مخرجون من الدنیا fe‏ فا برد A‏ هم LS‏ من الکفر di‏ الاعان حقوق دیوای اصفهان LE‏ مقرراست از سنه مس و لائین خای سی و بنج تومان حاصل داشت و ولاتش هشت احبه است و حمارصد ob‏

۱٩۸ —‏ — طالم عمارتش برج قوس هوای آن معتدل است در زمستان و تابستان سرما و کرما حنان نبود که DS‏ از کار باز دارد زازله و بارندی و صاعقه که موجب ue‏ باشد در او کتر اتفاق افتد خاکش Dose‏ دبر ریزاند و هرحه بدان سازند از انبار غله و Lol à‏ نکاهدارد و تا حند سال تیاه نکند و در او ساری من و ولا کر مد و el‏ رود در ۳۲ 45 بر ظاهی Let‏ کذرد و از آن نهرها در شهر جاری باشد و آب چا هش در پنج شش کزی بود و خوثی باب رود نزديك و هی ASE‏ حای ووگد ار و زرع کنند آاکر x‏ از ele‏ اول دیع تفای ند هد الا انار که.در اک تاد وان مر از DOS‏ نار در هوای متعفن تيك af‏ و تسعبر غله و دیکر ارزاق بسوسته در حدود وسط باشد اما ترخ میوه در غابت ازرایی باشد و غله و ge‏ نیکو آید و میوهای آن بغایت خوب و ازك QE‏ سیب و ب و ام‌ود و ملیجی و de‏ و زرد À‏ سرمش و برحی و طرغش و خربزه‌اش ام شبرین است و مبوهای ET‏ تا هند و روم و حبن عی برد و علف زارهای خوب دارد و مدارس و خوانق و اپواب خی بسیار است از de‏ مدارس مدرسة که خوابکاه سلطان مد سلحوق است Aer‏ جلاره Le‏ بوزن ده هزاد من که مهن os an SE‏ سلطان آنرا M Less hr‏ cos‏ ساورد و اموس دن‌را در استاه آن مدرسه ee‏ اقا مي‌دمان LET‏ سفید جهزه و xls»‏ باشد و اک شافی مذهتد لا ۶ اوقات باهم تزاع و محاربه US‏ و رسم دو Clos‏ می‌کز از آغا بر AZ‏ و همه خوشهای آن شهر در هنکام LE‏ دو les‏ با اخوش آن as‏ مقابل

عی تواند کرد و cu‏ سب کفته اند

— ۱۷ — همدان جای شهان از JS‏ آب و هواست در هپان خوشق از آن de‏ خرم وه À‏ بنست 6 از بناست و لیکن او نز و ای PES ART‏ بدا هم: نبود معدن ‌دعی و کان Le‏ شیخ بلاد

ری ود ری که حوری 35 le‏ سود

حقوق دیوای ولایات عراق در سنه خس و ثلائین GE‏ محامع QU‏ در نفد نسخه LZ pas‏ در جدم امین pe GA‏ مستوفی که در عهد سلاجقه مستوفی دیوان عراق و عراق LE‏ بوده دو هزار بانصد شصت و هشت تومان و کسری این زمان حاصل بوده است و اکنون جهت تخریب

Sie) در او سه شهراست اصفبان و فروزان و فارفا آن بعفی از افلم‎ شم‌ارند اما محسب طول و عررض حکما از اقلیم سیوم کرفته اند‎ pole طولش از جزایر خالدات قوم و عرض از خط استوا لب که در اصل حمار‎ ده بوده است کران و کوشك و جوباره و در دشت با حند عزرعه بعضی‎ کویند طهمورث پیشدادی و بعضی جشید و ذو القرنین ساخته بودند جون‎ حاصل شد بر برون‎ LT دار اللك ساخت کثرت دم‎ LT کقاد اول کانبان‎ با هم پیوست شهری بزرك شد رکن الدوله‎ pe عمارت میکردند‎ Les

RON hr CT

Re FAN MTETES 4 Des -

شور A‏ "نت از اقلیم سم است طولش از جزایر خالدات قال gps‏ از خط استوا لك ححاج ن وسف نی ساخت در سنه ON‏ و XE‏ بر طرف دحله افتاده است بر NE SAS‏ سار دارد JA‏ سب هواش

ii‏ مان باشد حقوق قوای اعا سا برراست

و آن نه تومان است و در او ob de‏ شهر و اکن بلادش هوای معتدل دارد و بیشی بکرعی و حندی بسردی مایل است حدودش تا ولابت اذرباگجان و کردستان و خراسان و فارس و مضفاره و قومس و جلانات سموسته است طولش از سفد رود تا زد صد و شصت فرسنك و عر‌ض از dl ous LB Toit‏ ۱۳۳

[شعر] چهار شهرست عراق از ده تخمین کویند pes sdb‏ صد در صد ود و نود اسفبان 6 مه ۱

De

Vs‏ است با چند باره دیه از El‏ آن و غله خیز عظیم است و با و اعستان سبار دارد

شهر A‏ و در او قلعهٌ SE‏ بر ES‏ غرنی فرأت سی باه دیه و ali‏ ls‏ دارد و موهای فراوان ی باشد و از 5 4 حبه که LS‏ است تا هیت فرسكت و بافسنانست در AUS sous‏ آب فرات بافاتست و تخلستان بسیار دارد و میوها میب‌اشد و در 45 حبه که از توابع آنست هوا cle‏ معتدل است چنانکه درخت جوز و خرما و بادام و ارم در همه باغی باشد و از همه میوهای سردسیری و کرسیری حاصل می شود

اما در us‏ از بوی AN‏ حشمه قر نتوان نود

rt 8 —

عسی این موسی à de à‏ عبد à‏ عباسی که عم زاده جعفر ابو دوایق خلیفه بود از فرات برید و ر آن دمبا te:‏ ساشت و آن ۳۳ باره دیه است وسیع و EP‏ عامت ولایت مستتصری و شرب ی که حاذی بغداد است از توابع هر ue‏ است حقوق دیوایش با نهر عسی و وایع هشتاد و هفت تومان و شش هزار و انصد و سنج is‏ و کسری بوده

شهر ی زر بو ده و از مدان 4 ع‌افست از الم Los‏ بر LS‏ آب سامه افتناده است و آن Lt‏ آب تهروان Sr‏ وان ۱۳

بمضی کویند که à dde‏ داود dde‏ السلام حفر کرد و بعضی LS‏ منوحهر شدادی و ری کونند اسکندر روی و اصح آنک شاپور ن اشك من دارا که اورا شاپور بزرله خوانند از فرات اخراج کرد و بر آن Les‏ ساخت زیاده از سی صد ده و من‌رعه باشد و مس تع عام حقوق

— ۱۳ — و بان À‏ شداد سازد 759 خود سلمان ن خالد مشورت کرد وزر Lake‏ مانع شد و کفت بروزکارها کونند که بادشاهی خواست شهری سازد ۲ شهری‌را خراب نکرد شهر خودرا نتوانست ساخت خلفه قول ند و کفت "را هنوز دل JUS‏ کشد و ی خواهی که اثار ایشان ا جبز شود و حون در خرای شروع نود دید که آلانی که LT‏ حاصل می شود خرج مخرب و اجرات JS‏ آن وفا نمی کند خواست که ترله کند وزرش LAS‏ و LS‏ الشروع ملزم حون در خرای شروع کردی بالعام خراب باید کرد اکرنه م‌دم کویند که بادشاهی شهری بساخت و دیکری خراب نتوانست کرد اما طاق ابوان که در شب ولادت حضرت رسول de‏ عمجزء او شکسته شد بکذار که آن اثری de‏ و شاهدی عدل است بر نبوت عم زادهات حضرت مقدس نبوی صی de à‏ و سم و ا آن طاق بر | بود از OÙ‏ معجزه نشانه باشد و از دیدها Oo‏ نشود و نیز آنکه همکنان‌را معلوم شود که آنکسی که او آن خانه کرد جون در UT‏ سای ایستادی سرش سقف رسدی مرون آمد و خاندان > کی‌را که ان She‏ کرد ۳ اندازد کارش خدانی ود ه Glen‏ اکنون شهر مدان خراست ر طرف 3,2 قصبه مانده است و بر جانب شرق بفیر از زار سلمان فارسی که حاذی آبوان کسری است هیچ die‏ دیکریست و در آن ous‏ آب حاه مانند بغداد تلخ و شوراست از کرامات سلمان فاربی کوبند حون اورا وفات رسید علش ی دادند دلو در حاه اثتاد و دیکری حاضر نبود آب بر Le‏ و شبن شد ۲ غسلش دادند و باز آب lé‏ خود رفت اما نان ۱ 7 بآن:. ده آب شبرین عی دهد.: مساده از

Page 1