همه سر و دیده حو خورشد شو DA بغداد و آنکهش LEE فك کرد ها
خوشا واجی بغداد ز حای فضل و je
ans dal let, fra ات از
(VER — دهد وز GC نشو و نما در ET درخت کز حنان بزرله ی شود که دوسه pl در ستونش میباشد و درخت ضروع چنان می کردد که میدی بر شاخش می LE si شکند شکارکاه LS و فراوان دارد و شکار بسار دارد و علفف خوارهاش سازکار ود و غلهٌ آن ملكرا از قوت نشو و نا تا خورانند ریم تکو ندهد و بدین سب Le بایان LT نيك فربه شوند و آب ds در میان شهر میکذرد و از فرات نیز نهر one مریم هم در شهر بدجله می سوندد و در زیر شهر Lis IN هروان با هس 355 سوندد و de fotos GENS از bips caf کتتارا بقای 0 ۰ مصرع ۰ چو در شب ز انم ره کهکشان ۰ آب چاهش تلخ و شور بود و در بانزده کز آب برون آید و WT pour سفید چهره و خوشخوی و ؟ نم باشند اما کسالت بر cab ایشان غالب باشد و سوسته روژکار خودرا بذوق میکذرانند اغنیارا غایت تنم کردن باسانی مبسر کردد و هیچه از اسپاب تنم طلیند Le توان کرد و فقرارا بفلسی چند قانع توان مود و کفاف حاصل بود و اک ایشان ضخم جثه باشند عرتبةٌ که در زمان اومیایتو سلطان ol» او خبازی که در بازار نظامیه نششتی وزن کردند هفتصد و حند رطل بغدادی از جا بر داشتند و جون آن شهر مصر جامع A از Jai مامت مذاعت .دز Mas LT اهل AE اند و قوت حنابلهرا بود و در LT از اقوام دیکر ادیان نی شماراست دز او مدارس و خانقاه بسیارند Le نظامیه که ام الدارس است و مستتصریه که HAS عمارات Ses UT از خواص شداد است که تا غابت همچ خلیفه و LT ét وفات نرسیده بر ظاهی آن مشاهد و منارات متبرکه
ساراست 3 ml عرش مشهد حضرت امام موسي کاظم و تواده او آمنام
NEV — سب در امام آن سعی بلیغ مود و عرتبةٌ رسانید که طواش de فرسنك و عررض ك فرسنك و مم عمارات ود و در عهد سرش العتصم مد ن هارون A Ji مجهت | : غلامان سار ودند و غدادیان از dll زحت ی بودئد دار اللافةرا با ot برد و LT عمارات عاله ساختند و بعد از او اولاد و احفادش هفت خلیفه واثق و متوکل و منتصر و مستعین و ممتز و مهتدی و معتمد هم بساعیه دار احلافة داشتند :ا العتضد at امد ن ام الوفق طلحه بن التوکل علی ال که شانزدهم خلیفه بود دار DEN باز ببغداد آورد از او قاست خلفا SC اور کزدند و دار ET God داشتند و پسرش الکتنی Ab علی بن معتضد دار الشاطية و جامع طرف شرق ساخت و حون خلافت عستظهر ab اهد ن القتدی رسد LA بادو و Ga باجر ساخت و دور باروش بطرف شرقبش که LT ou > خوانند عده هزار کام است se درواژه دارد باب خراسان و پاب خلج و باب A و باب سوق السلطان 48 ایست بطرف غرشی که آترا کرخ خواند بادوی او دوازده هزار کام است و ST عمارات شهر از اجراست و هوای درست دارد ES و ری JL است و شمالش کشوده و غریب و شهریرا سازکار بود و با مناج زنان ساز کار و موافقتر ود از مدان و ST اوقات در WT ارزانی بود و LE و غلا از روی 8 افای اند و در آن وفت نز ۷ لطفت. کلی نود: اما کران باشد میوهای آن هی چند کرسیری باشد سار و یکوست چون خرمای ختوم و خستوی و ار درای Fire CE مثل ان حای و LA اما هیچه از سرد سبری باشد سخت تبك ی آید بشه و dé بود و دیکر حبوبات alu Lu چنانکه در El اوقات یکمن نخم ببست دیع
\é — — فدا کرد و در حنك شهید شد اوست از طرف ید عله اللعنة و از رسول «le al je وسل میویست که من زار AN غفر الله السنة کفته شد زیارت آن شرت ضصء وحب ابت و db دیه میر ملاحه مشهد ذی الکفل gai است و ی اسرائّل کور اورا چون مسلمانان کسهرا زیارت کنند زیارت کردندی و او لاو سلطان مقول تو لت آن معهدرا از ی امبرامل از کرفت و مسلماان داد و آعا Do ساخت و بطرف شرق مقام بونس بیغمبر است و مشهد حذفه من SU
مصاحب حضرت رسول A صلی 4e di و سم است
از اقلم سوم است و ام بلاد Ge عرب و شهر اسلاعی است بر طرف des افتاده است طولش از جزایر خالدات فاح و عررض از خط استوا ال در زمان اکاسره بر آن زمین بطرف ری ديهي کرخ نام بود و SN 5 ab ساخه و بطرف شرق دیهی ساباط نام از توابع پروان و کسری Jante بر we آن دیه باعی ساخته بود و باغ داد نام کرد و بقداد اسم و je آن شد و عرب LT مدينة السلام و جم زورا کویند النصور باه ابو جعفر عبد الّه مد رن عبد اه بن عباس که دوم خلیفه بی عباس بود و بابو دوائیق مشهوراست در سنه مس و اریعین و ماه ناکرد و بر جانب خی عمارت ju ساخت طالع À se دج قوس پسرش الهدی At مد من de ال دار اخلافةرا در طرف à, آورد و در