کت ری مت CT
و بر HUE هشت درم و حهل LUZ جرری شمرده اند و بر رز و میوه شش درهم خراج cu عود و اهل ذمترا یار رد انصد هزار آدعی آمدند ایشاترا سه متبه ou فرمود اعلارا حهل و هشت ددم اوسطرا بست و حپار درم و ادنیرا دوازده درم جزیه Que کرد تا JU بسال میدادند مبلغ این خراج و جزیه صد و Du و هشت بار هزار هزار درم بودکه باصلاح این زمان دو هزار و صد و سی و سه تومان و کسری باشد و در عهد حجاج بن بوسف با هژده هزار هزار درم آمد که سیصد تومان این زمان باشد تفاوت عدل عمری و ظل حجاج چندین اثر کرد اکر چه سنیان عمررا عادل دانند pos ds شیمه LL شمارند و می آجه از ان ۳ اکنون بر قراراست خراجرا تب مبخوانند و داخل متوجهات دیوانست و Gé آن ملك در Le خس و لائن Gb سیصد و چند gb og بوده از آن نیز بسیب ظ حکام بسیار منکسر مبشد و ST آن مقداد زمین که در ME مر مات کريه اند معمور و میروع و معروس بودی اضاف ol قدر حاصل بیش داشتی چه آکر Le جوکار شمرع که هر جرب دو درم دهد دوازده بار هزار و دویست هزار تومان باشد و من در بغداد بوقت KT تقربر اموال LT می کردم نسخه قانونی دبدم که در عصر is al LL ودند عراق Los زیادت از سه هزار تومان حاصل بوده است لیکن در آن وقت اهتام حکام بکار زراعت و عمارت Le بوده است که ذم کاورا مانع بوده اند el در این باب کفته
شکونا اليه خراب السواد شرم Li وم ابقر
در- مسالك المالك آمده که عراق عربرا دل ابران شهر خوانده اند و حون دل سلطان وحود است cri Lot آن ds ود و در صور VI کوید که جون عراق عرب در 45 ابران زمین افتاده LT مقدم داشان بتراست و محقیقت جون حضرت امبر الومنین Lake al je de دار اللك بوده و نیز LT آسوده و بانصد و حند JL مقر دار الافة آل عباس کفته LT تقدم واجب است حدودش تا بیابان ند و دریای فارس و ولایت خوزستان و کردستادن و دیاریکر سوسته است طواش از تکریت تا dise صد و Lun و بنج فرسنك و عرض از Folle Lie قادسه محاذی سابان af هشتاد فرسنك مساحتش Ab ده هزار فرسنك و در عهد خلافت عمر که عراق bus ر مسلمانان وقف عود و عساحت آن اشارت کرد بعد از احتیاط بسی شش بار هزار هزار جریب ,ر 8 تن نشاب کردة هزار 5 El شناحت دازد و اه فرشتی چهل هژار جریب Me و هی جریی شصت کز در شصت کز جنانکه این ده هزار فرسنك طول و عرض مستطیل راست اضلاع تواند بود و ان gg در واقع صورت ننندد حه ما لا کلام le فراختر و حای FE اتفاق افتد و بشتر آن دیاد خود LA و À است که خراب و عاطل تواند ود 9 2 ۵ در JF ds کرده اند بر dd منروع و 8 ده اشد 5 آب زان Sn شود و ان سب ان قاوت دارد
کویند که عمر ds جریب زمین کندم کار چهار درم و در جوکار دو درم
۳ ۱ e OP 1 ۳ d 7 سل 4 T ۳ ۱ ی = n 1" 1 ۲
از آب تیم آش On dia
ور ز بسط nes Le سکن و db uk خلق خوش خویش در فکن
يك «Lt در جاهدة فس بای دار
و KA دست بر مر کنج ظفر فکن ببکان تير دولت مظلوم قاتل است LS دود مایت سیر D
— ۱۳4 سب و ارکان کرمان و چارکان این ولایت در زوایای اطراف و مطارح آفاق چشم ترقب کشاده اند و کوش ترصد براه ele نا کدام ساعت ay انصافی رسد و طغرای مبلوا QI الدار من De LS M دهد تا ol حال جواب
دهد [شعر] ی ll اسعی Je بصری
۳ خاله cr 35 دیده + در و
0 از Ko CE 2907 5 اهل OÙ مستمد ان os اند و مشتاق ان رت بلکه در بلاد خراسان و عراق جاعت حارند که مکسب و متحر ایثان کرمان وده و معروف از زد مانده کفت که در دیواد " خانمای ما از کرمان سید شد ان ساعت همه از جهت خرایی کرمان و ستی مسالك او درویش شدیم و Less متاع کرمان FE هم تا کدام روزی ,شارت ادخلوها pots امندن رسد حق تعالی عقود Ele اهل اسلامرا بواسطهٌ عدل بادشاه اسلام آراسته دارد و اساعی اعادی دولت از صفحات
جرابد وجود کاسته ae وطوله
[شعر] شاها بر à رعیت مسکین نظر فکن LE Le عی ,3 جکرنکن
— ۷۳۸ — باد در دست شباطن بل L; وی همحو FR | ok
کویند خلیفه بعمرو ان لیث فرمود که از Jp برون رود و LA از دست اولاد lb دهد عمرو در ان باب توقنی می کرد با وی کفتند که فرمان بر داری el وقت we فرض است کفت ولابیرا حون از دست دهم که سنك او فروزه است و کاه او رواج و خال او کل خوردی و ححاج بوسف اصفبان le داد کفت ترا شهری دادم که سنك او سرمه و کاه آن زعفران و مکس آن زنبور آنکین حق تعالی ولاتی خداوند بادشاه اسلام داده نت 5 ۳۳ شهرهای او ان ساعت ای تر از >> و اسان ات و ام وت عم آتش کرفته است هم خراسان منشای pol بلاست هم عراق خرج دحال Le معدن اکسر امن و مظه کمای راحت ولایت خداونداست کدام دولت ورای آن که بادشاه اسلام در جع خزان و ترتیب عساکر حتاج ظل درویش و تکلیف عاره نیست از يك ناحیت که عمارت فرماید حندان حاصل Sal از LE هزار درویش AL ابن کرمان بمار که بر ستر 85 است اورا er معحون که از ده داروی مفرد سازند حاجت یست اورا يك داروی دیکر بسیط ام است اما آن دارو در خزانهٌ بادشاه است وزود دست بان نی زنند SV بادشاه خود خواهد اکريك جو سنك عدل در سنك قدح لطف بکلاب رفق حل AS و درکام
او 355 de ر خرّد و در رقص Al و کوید
nr دکری L:1-1 5 دادی