شعر ] هی که HA کر د O4, از کار او حنتاعی: 3 نار
و ماذون Nos بر مهر حمارصد درم ره و بك دار زر مهر سده ۹
Le Les ALL السلام و حون مهد سده ریز رسد شهر آذین ستند و
“OCR SR بی سلطان روی بعراق نماد با لمکری که از وطات ایشان زمین ی لرزید و قهر خلق AS کوه می شکوهید ۰ من نصر الق قهر الق ۰ هر نصرت حق در یافت و ساسیریرا Las CUP sa دستش آسان نود » حون JE کرد ۰ من عدل زاد قدره ومن il بکرفت و سر او مجانی بنداد عرش ASE قص عمره ۰ هر که عدل کند قدرش بیفزاید و هی که هرد عدوان کازد . sp és بکاهد ۰ مثل ۰ من زدع الختوان: طغرلك ام الومتنرا از عانه در à رو 55 dE Z خسران درود حه از کقر خلافت و منزل امامت از امد و Dr شترا تام و dl 95 الومنن فرمود gel شداد رسد باده شد و در بش مهد برفت ja حون Ja کفت لقبش از دولت بدین Je با رکن الدین و براو ای SA که . سبرته زالت قدرته SL شد ۰ مثل ۰ من حسنت سبرته وجت طاعته ومن هی کرا سبرت نك ود طاعت او واجب آید و سبت د ازالت قدرت کند سلطانرا نیت نیکو بر افراشت و اعدارا فعل بد در کنج ادبار بداشت و el al اللاترا مخواند و Le فرا هیچ خر نکذاشت و بعد از حند روز و ملك ببغداد حرکت می بابد ges هی وقت از برای مصا le می داد و با من عددی سیار و لشکر ی شمارست در واجی غداد از VE جهت من نی تعیین فرمانی که اخراجات مارا از آن مددی باشد عمید لك کفت دور ه بود که خلیفه خود این التاس از تو کند اما حکم فرمان من الکارم Je des ll حکمت ۰ انصح الوزرا؟ من محفظك من ۰ po وزرا» آنست که بادشاهرا از ge ۰ ویعد ملك امواله وحمل فك آماله
وزر و وال ۹ FRE سر مکارم اخلاق TR مال بادشاه pr آرد
و بدو امد شکو دارد حون عمد EN روی سرای al ماد Miss
AE ابو نصر الکندریرا EU ae نود کواه بود » سلطان GAS دهد بر ید فرمود که جواب مختصر با اکن نویس راهپا نکاه دارد و مترصد جواب نامه Sal وصول ما باشد که ما اينك آمدم براثر و فرمود که آیتکین ابو العلاء حسولرا ge AN حاصل ود عید ré آورا ta 5 al داد و صورت حال où آشکین LE که در فن کتابت فاضل بود مخواند و چنانك آکر مخلیفه عرض al مفید می Le جوایی Lil و فرمود که cie من صحه الدین ol افتد بوصول ما ر ائر بالشکر وائثق باشد ۰ مثل ۰ قوة صفی ابو الملا نامه آیتکین بستد و این آیت ۰ ll من فضل GA وحسن ود لا قبل لبم بت MU برپشت نامه نبشت ۰ آية . ارجم الم ob این جواب بر AU ما اذلة وهم صاغون ۰ جون عمید cer els و کشت فالی aline ee عرّض کرد: و معی باز کفت لت یط SD استری و LA ابو ge خوبست ان شاء ال کار حنن بر آید و خاص ضرمود و دستی جامه ۰ مثل خی الاموال ما استرق حراً وخ و و Less 6 سبانیا النت SEE ۳ الاععال ما استحق ترین کارها آنست که استحقاق شکر رد KL
[شعر ] Se رانا ET بات دیش > باشد بر بادشاه 3558 بلاغت حو باخط کرد DAT بانديشه ge سفزایدش مش مان ارجند آن بود که با لولب شاه خندان ود
و حون طغرلك از بغداد از کشت ساسبری که اسفهسالار لشکر بفداد بود در سنه نسع و اریعین و alu sl بر خلقه برون آمد امس آلومنن رسول فرستاد El il و اورا Jon سعداد خواند حون طغرلك روی نداد نهاد بساسیری و آن لشکر Lie سوی شام کرخند در راه ابراهیم ینال از سلطان باز کشت و چمدان رفت ner ملك سلطان بر ار او باز کشت " اورا بکشت ۰ مثل » من علامات الدولة 45 الغفلة « قلت غفلت oi دولتست ۰ و حون خر باز DS سلطان ساسری رسد بقداد باز آمد » مثل » من اشد الشوازل os الاراذل + سخترین نوازل و مصایب دولت اراذل که بر معا باشد + و فراوش ن A بادشاه موصل و پسر A جد دس و فریش ین بدران با او ضم شدند و خلفهرا حرم در حصار کرفتند و gel کردند و رس S'ILS بشکار ماو و ES ES فضل و نی و کرم و کفایت آراسته بود بزاری زار بکشتد و خلفهرا بعانه فرستادند و بمرنی مارش نام بسبردند و JL db در بغداد خطه مصریان کردند » مثل » من شر الاختبار مودة الاشرار و من خبر الاختیار صحه الاخیار ۰ دوستی دان از Al د ود و صحت نبکان از اختارات نك باشد و حون ان واقعه افتاد دشمی ساسری در دلما راسخ ود ۰ مثل » من طال aus کنر «asbl ع ۰ هرکرا EE بیش دشمن بیش ET سلمانی که Let بقداد ود بک 22 و محلوان آمد و آز خلفه ALL و رسد فرموده 5 ۱ بساطان رساند نبشته بود که الله Al سلمانیرا در یاب که دشمن ds ol شد و شمار قرمطیان ظاهی کردانید چون این ملطفه با نوشتةه HET بسلطان رسند برنجید و فرمود که ce حرکات. نعان حرامنادی باشد ۰ ۱۳
من رضی من آفه بالاساة شهد Je اصله HA + هرکه à کردان دض
M کوی Dhs, باز a ab که بادت نوینو عشی فزوی als عهسان خواندمت تا نك رمیمبانی CHEx حدم CAES هوای حرمسبرست این طرفرا Lise ی وهای فا وطن خوش جست رخت تما نهادند نادند LET ملكرا تاج و تخت خلفه از برای آن جپانکیر seb pe نکرد از هیچ خدمت
و کار ولابت براو تقریر کرد و سلطنت او بر مالك عراقن و کهستان مقرر ۲ کت . اذا وللت فول الوق ال ای محسن کفاته وغناوه و Jat رعایته ووفاوه و je بواطن الامور وظواهیها فاتركك الرعاية واطات AUS فالرعاية توچب المناية والکفاية توجب الولاية فلولاة ارکان الاك وحصون الدولة وعیون الدعوة مهم تستقم JV ونجتمع الاموال وشوی السلطان وتعمر البلدان فان استقاموا استقامت الامور وان اضطر وا اضطرب Dal
]==[ حون ولات دهی کیرا ده SEVRES SRE
و حسن رعایت و غنا دارد و باطن و ظاهی امور داند و حون کفات باشد be و رعایت از لوازم آن باشد کفابت ولایت آورد و ولات
حصون وق زرح باشد اعمال د یشان اما ea بد برد 4 اموال rs د برد ۰
الثاب ماك ges ابو نصر بن ای الهیجا سلطان الدوله و هم در این سال ماه رمضان طقرلك AG. رفت و ام الومنی اویا سار ۱ ۳۳ فرستاد و مك رح 5x5 عضد الدوله الدیلمی از آل بوبه بیروان آمد استقال اورا بکرفت و بند کرد و بطبرك ری فرستاد » مثل » من Of Le یستوچب المقوبة کان کن عاقب من یستوجب الثوبة . هرك عنو کند LT که مستوجب عقوت باشد همان باشد که عقوبت کند آرا که De ge Le) 9 DA 6 A Es st ساسودند و در دعا سفزودند مثل من صار رعته ابا صار ده دبا ۰ و چون بشهر برسید نخست بدر حرم و سدة we نبوی آمد و شرط di و خدمت ما آورد و چون باز کشت و بنوی فرود آمد gel الومنین بیار تکلفها کرد و نثارها و نعمتهای
| شعر ] خلیفه حون QE مقدم خبر یافت cas کردن شاهانه شتافت
PL ساخته با رك و ا ساز ححدرامی ژلهای. als فسرشاد ان اجب موی مخزا+
L'lys ۳ در خط شد از رم صس اورا در تیم نهاد ند si او و دکر قوم ایستادند
۳-7 بولایت طبسین و نوای کرمان و طفرليك بسوی عراق آمد و ابراهيم JE برادرش ود از مادر و پم رادر ام باقوی و پسز عمش قتلمش در خدمت او بودند چون ری مستخلس کرد ET دار AU ساخت el نالرا همدان فرستاد و gel یاقویدا sort زکان و واحی ds ام را ولات SES و lus فرستاد » حکمت ۰ ای ملك احسن ای US و اعوانه استظهر Se و سلطانه » هی ملك که نی کند با دانایان و ۷ ( ش مستظهر شود علك و سلطت کشورش و الب ارسلان مد ان حفری ك داود رادرزاده او در خدمت ود و در مممات و معضلات
El رضا و حری فراغ او چسی و.کفی
ds سر ی La اطهر
جو نامه ایشان بدار اخلافة رسید gel الومنین القایم باص at هبة cal a الامویرا با رسول بیش UE فرستاد بری و پیعامپای خوب داد 8 سمت اخصاص و صفت اخلاص داشت فرمود که نزديك او 8 داد ارد و شداد تشر تحضور Jet Lil کند که فرصت وال حون زمان خبال کذرنده است جية di مدت سه سال ET عاند کم آنکه طغرليكرا از کرفتن ناحیما و BY فراغت بنداد نبود و در سته سیم و ob و اریع gl al آلومنین فرمود تا بر منار بغداد بنام طفرلك خطه کردند و نام او بر سکه نقش کردند و القاب بکفتند رکن الدوله ابو طالب طغرلك a ان que UK امس الومنن + مثل » من #رقف دانه کنر حسانه » ذات ls di افزاید و بسد از ام او نام و
NUE باز داشت و جون مود در کذشت و pH ببوستکان و خویشان مارا او نشست عصال مالك قبام عی عود و بلهو و عاشا QE پسرش مسمود من اتر الشرب فسدت ses ضاعت sel مشغول عی ود » مثل » من اثر روته » هرك لهو بر کزیند رعیترا نیند و هرلك مداومت شرب کند رویتش تاه شود لا حرم اعان و مشاه خراسان از ما در خواستد تا محمات ایشان قام مایم لشکر او روی عا نادند میان ماکر وفر و هزیت و ظفر می خویش gré روی 591 و دست باز پسین مسعود EL بود تا عاقیت مخت حضرت Mit و Je ناد باری خدای عن و Le لشکری کران روی L و عل ASE نوی وف ما قالب امه ۶ توت عکته و durant al مثل » من اطاع LAS و دولت عا Ji پشت برکاشت و LS le هوا pl مالك کردد و LE مك ومن اطاع هواه هك ۰ مطیم و انصای کستردیم و Ja Los ol شود شکر این موهبت و سباس درن و Er ازراه سداد و جور کرانه کردم و مخواهیم که ان کار بر ملکه خادما ادسته انقاد 4 کل Je فرمان ام الومنان باشد » مثل » من از db طمع فیه کل انسان » هی که SU سلطان ومن جمل دینه خادماً منقاد او شود و هی که دین فدای ملك کند هی LA جوید ds برای ELA کس بدو طمع کند و ان نوشته بر دست معتمد ابو اسحق وقت وزیر و بشکار و دستور و کارکذار سالار بوژکان OÙ فرستادند در ود حون ان نامه روانه شد ولات قسمت کردند و هی یی از مقدسمان شد حفری .ك که رادر مهتر ود میورا دار اللك ساخت و sl Gb بست و هراة و سیستان Ve De خاص کرد و موسی Ft خراسان
و نواحی آن حندانك تواند کشود set شد و قاورد پسر مهین جغری مك
DS pe بك و طغرلك و عم ایشان موسی رن -لحوق xx پس هی دو رادر که اورا سغوکلان کفندی و عم زادکان و بزرکان خویشان و سارزان EU sb نشستند و عهدی بستند در موافقت با یکدیکر و شنیدم که er لشکر مبالات مود خرد کرد دو بر dla ری برادر داد و کفت بشکن و حو مار رسد شکسان CCR, هم نماد همیحنان کرد سه داد دشخوار GS متعذرشد طفرليك کفت مثل ما هجنین است نا جداکانه باشیم هی BE دد میان ST اد و EL با ند و یت کی بر