‹ Siasset namèh; traité de gouvernement, composé pour le sultan Melik CahChapitre 46 sur 70 · شعر ] هی که HA‏ کر د O4,‏ از کار او حنتاعی: 3 نار · texte numérisé non relu

شعر ] هی که HA‏ کر د O4,‏ از کار او حنتاعی: 3 نار

و ماذون Nos‏ بر مهر حمارصد درم ره و بك دار زر مهر سده ۹

Le Les ALL‏ السلام و حون مهد سده ریز رسد شهر آذین ستند و

“OCR SR بی سلطان روی بعراق نماد با لمکری که از وطات ایشان زمین ی لرزید و‎ قهر خلق‎ AS کوه می شکوهید ۰ من نصر الق قهر الق ۰ هر نصرت حق‎ در یافت و ساسیری‌را‎ Las CUP sa دستش آسان نود » حون‎ JE کرد ۰ من عدل زاد قدره ومن‎ il بکرفت و سر او مجانی بنداد‎ عرش‎ ASE قص عمره ۰ هر که عدل کند قدرش بیفزاید و هی که‎ هرد عدوان کازد‎ . sp és بکاهد ۰ مثل ۰ من زدع الختوان:‎ طغرلك ام الومتن‌را از عانه در‎ à رو‎ 55 dE Z خسران درود حه از‎ کقر خلافت و منزل امامت از امد و‎ Dr شترا تام و‎ dl 95 الومنن فرمود‎ gel شداد رسد باده شد و در بش مهد برفت‎ ja حون‎ Ja کفت لقبش از دولت بدین‎ Je با رکن الدین و براو ای‎ SA که‎ . سبرته زالت قدرته‎ SL شد ۰ مثل ۰ من حسنت سبرته وجت طاعته ومن‎ هی کرا سبرت نك ود طاعت او واجب آید و سبت د ازالت قدرت‎ کند سلطان‌را نیت نیکو بر افراشت و اعدارا فعل بد در کنج ادبار بداشت و‎ el al اللات‌را مخواند و‎ Le فرا هیچ خر نکذاشت و بعد از حند روز‎ و ملك ببغداد حرکت می بابد‎ ges هی وقت از برای مصا‎ le می داد‎ و با من عددی سیار و لشکر ی شمارست در واجی غداد از‎ VE جهت من نی تعیین فرمانی که اخراجات مارا از آن مددی باشد عمید لك‎ کفت دور ه بود که خلیفه خود این التاس از تو کند اما حکم فرمان من‎ الکارم‎ Je des ll حکمت ۰ انصح الوزرا؟ من محفظك من‎ ۰ po وزرا» آنست که بادشاه‌را از‎ ge ۰ ویعد ملك امواله وحمل فك آماله‎

وزر و وال ۹ FRE‏ سر مکارم اخلاق TR‏ مال بادشاه pr‏ آرد

و بدو امد شکو دارد حون عمد EN‏ روی سرای al‏ ماد Miss‏

AE ابو نصر الکندری‌را‎ EU ae نود کواه بود » سلطان‎ GAS دهد بر ید‎ فرمود که جواب مختصر با اکن نویس راهپا نکاه دارد و مترصد‎ جواب نامه‎ Sal وصول ما باشد که ما اينك آمدم براثر و فرمود که آیتکین‎ ابو العلاء حسول‌را‎ ge AN حاصل ود عید‎ ré آورا‎ ta 5 al داد و صورت حال‎ où آشکین‎ LE که در فن کتابت فاضل بود مخواند و‎ چنانك آکر مخلیفه عرض‎ al مفید می‎ Le جوایی‎ Lil و فرمود که‎ cie من صحه الدین‎ ol افتد بوصول ما ر ائر بالشکر وائثق باشد ۰ مثل ۰ قوة‎ صفی ابو الملا نامه آیتکین بستد و این آیت‎ ۰ ll من فضل‎ GA وحسن‎ ود لا قبل لبم بت‎ MU برپشت نامه نبشت ۰ آية . ارجم الم‎ ob این جواب بر‎ AU ما اذلة وهم صاغ‌ون ۰ جون عمید‎ cer els و کشت فالی‎ aline ee عرّض کرد: و معی باز کفت لت یط‎ SD استری و‎ LA ابو‎ ge خوبست ان شاء ال کار حنن بر آید و‎ خاص ضرمود و دستی جامه ۰ مثل خی الاموال ما استرق حراً وخ‎ و و‎ Less 6 سبانیا النت‎ SEE ۳ الاععال ما استحق‎ ترین کارها آنست که استحقاق شکر رد‎ KL

[شعر ] Se‏ رانا ET‏ بات دیش > باشد بر بادشاه 3558 بلاغت حو باخط کرد DAT‏ بانديشه ge‏ سفزایدش مش مان ارجند آن بود که با لولب شاه خندان ود

و حون طغرلك از بغداد از کشت ساسبری که اسفهسالار لشکر بفداد بود در سنه نسع و اریعین و alu sl‏ بر خلقه برون آمد امس آلومنن رسول فرستاد El il‏ و اورا Jon‏ سعداد خواند حون طغرلك روی نداد نهاد بساسیری و آن لشکر Lie‏ سوی شام کرخند در راه ابراهیم ینال از سلطان باز کشت و چمدان رفت ner‏ ملك سلطان بر ار او باز کشت " اورا بکشت ۰ مثل » من علامات الدولة 45 الغفلة « قلت غفلت oi‏ دولتست ۰ و حون خر باز DS‏ سلطان ساسری رسد بقداد باز آمد » مثل » من اشد الشوازل os‏ الاراذل + سخترین نوازل و مصایب دولت اراذل که بر معا باشد + و فراوش ن A‏ بادشاه موصل و پسر A‏ جد دس و فریش ین بدران با او ضم شدند و خلفه‌را حرم در حصار کرفتند و gel‏ کردند و رس S'ILS‏ بشکار ماو و ES ES‏ فضل و نی و کرم و کفایت آراسته بود بزاری زار بکشتد و خلفه‌را بعانه فرستادند و بمرنی مارش نام بسبردند و JL db‏ در بغداد خطه مصریان کردند » مثل » من شر الاختبار مودة الاشرار و من خبر الاختیار صحه الاخیار ۰ دوستی دان از Al‏ د ود و صحت نبکان از اختارات نك باشد و حون ان واقعه افت‌اد دشمی ساسری در دلما راسخ ود ۰ مثل » من طال aus‏ کنر «asbl‏ ع ۰ هرکرا EE‏ بیش دشمن بیش ET‏ سلمانی که Let‏ بقداد ود بک 22 و محلوان آمد و آز خلفه ALL‏ و رسد فرموده 5 ۱ بساطان رساند نبشته بود که الله Al‏ سلمانی‌را در یاب که دشمن ds ol‏ شد و شمار قرمطیان ظاهی کردانید چون این ملطفه با نوشتةه HET‏ بسلطان رسند برنجید و فرمود که ce‏ حرکات. نعان حرامن‌ادی باشد ۰ ۱۳

من رضی من آفه بالاساة شهد Je‏ اصله HA‏ + هرکه à‏ کردان دض

M کوی‎ Dhs, باز‎ a ab که بادت نوینو عشی فزوی‎ als عهسان خواندمت تا نك‎ رمیمبانی‎ CHEx حدم‎ CAES هوای حرمسبرست این طرفرا‎ Lise ی وهای فا‎ وطن خوش جست رخت تما نهادند‎ نادند‎ LET ملك‌را تاج و تخت‎ خلفه از برای آن جپ‌انکیر‎ seb pe نکرد از هیچ خدمت‎

و کار ولابت براو تقریر کرد و سلطنت او بر مالك عراقن و کهستان مقرر ۲ کت . اذا وللت فول الوق ال ای محسن کفاته وغناوه و Jat‏ رعایته ووفاوه و je‏ بواطن الامور وظواهی‌ها فاتركك الرعاية واطات AUS‏ فالرعاية توچب المناية والکفاية توجب الولاية فلولاة ارکان الاك وحصون الدولة وعیون الدعوة مهم تستقم JV‏ ونجتمع الاموال وشوی السلطان وتعمر البلدان فان استقاموا استقامت الامور وان اضطر وا اضطرب Dal‏

]==[ حون ولات دهی کی‌را ده SEVRES SRE‏

و حسن رعایت و غنا دارد و باطن و ظاهی امور داند و حون کفات باشد be‏ و رعایت از لوازم آن باشد کفابت ولایت آورد و ولات

حصون وق زرح باشد اعمال د یشان اما ea‏ بد برد 4 اموال rs‏ د برد ۰

الثاب ماك ges‏ ابو نصر بن ای الهیجا سلطان الدوله و هم در این سال ماه رمضان طقرلك AG.‏ رفت و ام الومنی اویا سار ۱ ۳۳ فرستاد و مك رح 5x5‏ عضد الدوله الدیلمی از آل بوبه بیروان آمد استقال اورا بکرفت و بند کرد و بطبرك ری فرستاد » مثل » من Of Le‏ یستوچب المقوبة کان کن عاقب من یستوجب الثوبة . هرك عنو کند LT‏ که مستوجب عقوت باشد همان باشد که عقوبت کند آرا که De ge‏ Le) 9 DA 6 A Es st‏ ساسودند و در دعا سفزودند ‏ مثل ‏ من صار رعته ابا صار ده دبا ۰ و چون بشهر برسید نخست بدر حرم و سدة we‏ نبوی آمد و شرط di‏ و خدمت ما آورد و چون باز کشت و بنوی فرود آمد gel‏ الومنین بیار تکلفها کرد و نثارها و نعمتهای

| شعر ] خلیفه حون QE‏ مقدم خبر یافت cas‏ کردن شاهانه شتافت

PL‏ ساخته با رك و ا ساز ححدرامی ژلهای. als‏ فسرشاد ان اجب موی مخزا+

L'lys‏ ۳ در خط شد از رم صس اورا در تیم نهاد ند si‏ او و دکر قوم ایست‌ادند

۳-7 بولایت طبسین و نوای کرمان و طفرليك بسوی عراق آمد و ابراهيم JE‏ برادرش ود از مادر و پم رادر ام باقوی و پسز عمش قتلمش در خدمت او بودند چون ری مستخلس کرد ET‏ دار AU‏ ساخت el‏ نال‌را همدان فرستاد و gel‏ یاقوی‌دا sort‏ زکان و واحی ds‏ ام را ولات SES‏ و lus‏ فرستاد » حکمت ۰ ای ملك احسن ای US‏ و اعوانه استظهر Se‏ و سلطانه » هی ملك که نی کند با دانایان و ۷ ( ش مستظهر شود علك و سلطت کشورش و الب ارسلان مد ان حفری ك داود رادرزاده او در خدمت ود و در مممات و معضلات

El‏ رضا و حری فراغ او چسی و.کفی

ds‏ سر ی La‏ اطهر

جو نامه ایشان بدار اخلافة رسید gel‏ الومنین القایم باص at‏ هبة cal‏ a‏ الاموی‌را با رسول بیش UE‏ فرستاد بری و پیعامپای خوب داد 8 سمت اخصاص و صفت اخلاص داشت فرمود که نزديك او 8 داد ارد و شداد تشر تحضور Jet Lil‏ کند که فرصت وال حون زمان خبال کذرنده است جية di‏ مدت سه سال ET‏ عاند کم آنکه طغرليك‌را از کرفتن ناحیما و BY‏ فراغت بنداد نبود و در سته سیم و ob‏ و اریع gl al‏ آلومنین فرمود تا بر منار بغداد بنام طفرلك خطه کردند و نام او بر سکه نقش کردند و القاب بکفتند رکن الدوله ابو طالب طغرلك a‏ ان que UK‏ امس الومنن + مثل » من #رقف دانه کنر حسانه » ذات ls di‏ افزاید و بسد از ام او نام و

NUE باز داشت و جون مود در کذشت و‎ pH ببوستکان و خویشان مارا‎ او نشست عصال مالك قبام عی عود و بلهو و عاشا‎ QE پسرش مسمود‎ من اتر الشرب فسدت‎ ses ضاعت‎ sel مشغول عی ود » مثل » من اثر‎ روته » هرك لهو بر کزیند رعیترا نیند و هرلك مداومت شرب کند رویتش‎ تاه شود لا حرم اعان و مشاه خراسان از ما در خواستد تا محمات‎ ایشان قام مایم لشکر او روی عا نادند میان ماکر وفر و هزیت و ظفر می‎ خویش‎ gré روی 591 و دست باز پسین مسعود‎ EL بود تا عاقیت مخت‎ حضرت‎ Mit و‎ Je ناد باری خدای عن و‎ Le لشکری کران روی‎ L و عل‎ ASE نوی وف ما قالب امه ۶ توت عکته و‎ durant al مثل » من اطاع‎ LAS و دولت عا‎ Ji پشت برکاشت و‎ LS le هوا‎ pl مالك کردد و‎ LE مك ومن اطاع هواه هك ۰ مطیم‎ و انصای کستردیم و‎ Ja Los ol شود شکر این موهبت و سباس‎ درن و‎ Er ازراه سداد و جور کرانه کردم و مخواهیم که ان کار بر‎ ملکه خادما ادسته انقاد 4 کل‎ Je فرمان ام الومنان باشد » مثل » من‎ از‎ db طمع فیه کل انسان » هی که‎ SU سلطان ومن جمل دینه خادماً‎ منقاد او شود و هی که دین فدای ملك کند هی‎ LA جوید‎ ds برای‎ ELA کس بدو طمع کند و ان نوشته بر دست معتمد ابو اسحق‎ وقت وزیر و بشکار و دستور و کارکذار سالار بوژکان‎ OÙ فرستادند در‎ ود حون ان نامه روانه شد ولات قسمت کردند و هی یی از مقدسمان‎ شد حفری .ك که رادر مهتر ود می‌ورا دار اللك ساخت و‎ sl Gb بست و هراة و سیستان‎ Ve De خاص کرد و موسی‎ Ft خراسان‎

و نواحی آن حندانك تواند کشود set‏ شد و قاورد پسر مهین جغری مك

DS pe بك و طغرلك و عم ایشان موسی رن -لحوق‎ xx پس هی دو رادر‎ که اورا سغوکلان کفندی و عم زادکان و بزرکان خویشان و سارزان‎ EU sb نشستند و عهدی بستند در موافقت با یکدیکر و شنیدم که‎ er لشکر‎ مبالات مود خرد کرد دو بر‎ dla ری برادر داد و کفت بشکن و‎ حو مار رسد شکسان‎ CCR, هم نماد همیحنان کرد سه داد دشخوار‎ GS متعذرشد طفرليك کفت مثل ما هجنین است نا جداکانه باشیم هی‎ BE دد میان‎ ST اد و‎ EL با ند و یت کی بر‎

Page 1