خوش آنکس که جز تخم KE
CNT DE مشهور بر یکهفته از همدان خودرا باصفبان رسانید و درهان شب JE سم از خواص سلطان که اورا قراتکن مکفتد ملاقات 39 05 مبلغ ده Se هزاز دار پبشکش رد و کفت لیس است > ميا امعت ساطان رسای که دوسه کلمه معروض دارم و قراتکن که 55 سلطان بفایت الفور سیدرا به ملازمت سلطان رسانید و سید Je مقرب بود و کستاخ مقومان ذوی الصر هی LT ادشاهرا دعای خر کفته دری که قیمت که LL, دانستند یش سلطان نهاد و از روی تضرع و 2 بمرض این فقبر دارد و شنیدم که de اللك وزیر قصد مال و Le مدتهاست که ۳۶ ساتضد هزار داز خریده است و ال آنک Lens در این ایام جهت Gal سناه فرزند 515 رسول فروشد و ید امی cs که بادشاه Eux خود حاصل کند و اکنون آکر جهت اخراجات لشکری حقری ضرورتست فروعی آورم مشروط آنک ele مان Les من مبلغ هشتصد هزار سلطان وزیر من سبارد سلطان الماس سیدرا قرین اجابت کردانید و سید مقضی الرام از محلس بادشاه اسلام برون خرامیده متوجه همدان کردید و Al قبض Les غلاعی از خازنان سلطان از عقب او توجه مود که آن و حون عغلام مهمدان رسد خواست که در سرای سید تزول عوده روزی و مصلحانه بکذراند سید بوی سغام فرستاد که متزل تو کاروانسر| lo حند حراست و مقام تو در همدان چندانست که زر ساده تسلیم مایند غلام از L این بیفام بر آشفته مان سید آمد و خواست که بای از حد ادب فراتر pt نهد ابو هائم کفت کرونی نی ادنی نکرو و الا فرمام که ترا از در سرای باویزند و صد هزار دینار دیکر خزانه فرود آورم هزار غلام سیم اندام
که در صورت و سبرت je از تو باشند NZ غلام متقاعد شده سید در
مت EU منت وسط السما ظاه و Sr nes عافت عدر و زور بغات وحم است و کایت حرص ورزیدن بر طلب جاه و منصب بسیار ge پس مناسب SO عاقل و هوشنند دامن مت خودرا از لوث انن دو صفت ذممه
8 ور کذاشته خودوا در ورطه کوشش ن فایده sa
از تو نشود دور تمویذ Je
مج Le الاك امد ن نظام الاك &
در زمان سلطان مد رات وزارت بر افراخت و مدت حند JL از روی استقلال لوازم آن اص برداخت حون آفتاب اقالش بسرحد زوال رسید بسبی از SLT ست At او هاشم Sale در کول قارون ای 8 اوت مود سوسته زد سلطان زیان بغیت ناب سیادت منقت کشاده le و gl راست و دروغ آن Lol معروض ی داشت و چون مناج سلطان با سید ابو هاشم همدایی متفر کشت el Le قول عود که اکر سیدرا باو سبارند مبلغ بانصد هزار دینار خزانه رساند و سلطان
ین Ge مداستان شده ابو هاشم از de LAS خبر یافت و از طریق
423 برون رود و لا حرم سلطان برکارق احند علام زرخرده متوحه ری کردید و سلطان مد ی ارنکاب کلفت بر چبار بالش سلطنت تکه زد و موید الاك ی cel اغیار منصب وزارت یافته بتدییر Elu ملکت مشغول کشت و GAS y حون بری رسد لشکری رهم آورده روی به برادر Le و در رجب LE ثلاث و تسمین و اریعمایه og امانیین se واقع شده عکست بر طرف برکارق افتاد اما در جاذی الاخر سنه اریع و oui کرت دیکرمیان آن دو برادر db کهر نار جنك و جدال AA و اشتعال یافته این توبت نسم طفر و نصرت سکن وی | EN, وزیده و سلطان مد فرار عوده موید اللك وزیر اسر کردید و در ائنای قد و حبس als دلفریب جذب خواطر اما کرده dy ايشان معروض . سلطان کردانید که ST بادشاه رم عفو بر جرایم من کشد و نوبت دیکر هرا عرتبه ah وزارت رساند مبلغ صد هزار دیتار بشکش می کنم کرم > برکیارق اقتضای اجابت ملتمس موید اللاك نود و مقرر شد که جون مبلغ مذکوررا AS نعاید بای بر مسند وزارت نهد اما در آن SEA موید AU ادای JA JL داشت روزی در اشتداد حرارت هوا طشت داری در تصور ra] سلطان در خواست در برون خرکه بدیکری میکفت که سلحوقان وی عظم 3 محت اند و اصلا عبرت ددارند شخصیرا که ان همه کفران us از وی صادر شد و Da بشامت عصان او سلطان سرکردان بود بطمع مال وزیر ی سازند و بروی sel فرمایند سلطان از استّاع این سخنان نی تحمل کشته و des خم او بر افروخته با شمشیری رهنه از خرکاه Dax خراممد و باحضار مود EU فرمان داده مك
ضرب رشته حیات اورا منقطم کردانید از مضمون gl کالشمس فی
وصول شهستان عراق ll بسلعان els دادند که ابو الفضلرا تسلیم ما
می A عود | هتل els و الا علازمت سلطان 2 دوم
[نظم ] سر از LS مییچ این زمان Ts چم از .ن در de
جای دکر التجا pi
طربق غلاعی Le آودم
ساطان دست رسنة ملتمس let نهاد و "حون آن جاعت از تکلات محد اللك نك سك آمده بودند اس عصان در میدان طغبان تاخته سکنار متوحه خیمه او شدند مد اللك از ان حال وقوف ci مه سلطان 2« و اما اورا تعاقب عوده در حوالی سرابرده عالی صف NAT و بطلب ae الاك رسولی 55 سلطان فرستادند مد اللك حون مشاهده عود شود 5% lol روم ا فتنه زیاده تکردد و سلطان بدین معتی همداستان و شرر خثم از ابا و امتناع برکارق اشتصال يافته de پرده حرمت Lt ۳ ۱ بت آن فافعة دامن خمه رداشته مرون رفت و عنزد آخر سك ی از اعبان ود شتافته از وی در خواست عود که با اصای عاضی ملاقات salt در تسکان آن فتته کوشش al و آخر مك ot Ab us مسیرا JE نوده نزد اما شتافت و حون Les با ایشان متفق بود JS از کشته بمرض GAS, رسانید که هی چند ارباب معصیترا cond کردم 8 انز مسلحت آنست که سلطان با غلامان خاصه از مان آن
RE — de خاص سلطان تهلکشاه Es: سر ol Sales حرومی و ممابت و در خاطر 361 و vélo بش از اولاد صلی اوست مصاحت آنست که تکام فرصت بر مسند سلطنت نشسته مغ دل ساهی و رعترا دانه جود و سخاوت ae کنی و ملك عراق
soins [2] ام و ز معراث لسوت دم به Das 5( درست