‹ Siasset namèh; traité de gouvernement, composé pour le sultan Melik CahChapitre 7 sur 70 · حقوق TOUTE‏ می و به هز ار دسناراست · texte numérisé non relu

حقوق TOUTE‏ می و به هز ار دسناراست

از A‏ حم‌ارم است طولش از حزار خالدات عط ه و De‏ از خط استوا لرمه شهر بزرکست و دورش ده هزار کام باشد بر کنار مره <نحست افتاده است هوایش کرمست و بعفونت مایل و اش از عون آن Je‏ ری 5 و ره خدحست می 555 باغستان فراوان دارد و از مبوهاش انکور خاوق و ام‌ود سغمبری و آلوی بغمبری و آلوی زرد cle‏ خوب al‏ ص‌دمش آکنر (ge‏ اند صد us‏ باره دیه از توابع آن است ضیاعش ارتفاع ele‏ دارد حقوق دیوانیش هفتاد و ee‏ هزار دیناراست

شهری وسطست در میان کوهستان افتاده بريك due‏ ارمیه و QT‏ از دیه کاهان و از جبال آید و می‌دمش بيشتر سنی مذهیند حاصلش غله و دیکر حبوبات و انکود بود و بیست ob‏ دیه از توابع LT‏ بود وضیاعش‌را

۳ حاصل ES‏ حقوق ROUTE‏ نو زده هزار و Less‏ دساراست

شهری وسطست از اقلم por‏ و شرق کوه سلان QU‏ شبله افناده

ss

از اقلیم چپارم است طولش از جزایر de‏ عطم و عررض از خط استوا رم شهری Les‏ است دورش ششهزار و بانصد کامست و هوایش بکرمی مایل است و ۳ از جدال سلماس آد و ارس رود و باعستان سار دارد و از انکور و اص‌ود سغمیری شرین و زرك و al‏ او در حای دیکر دست و م‌دمش سفید جهره OÙ‏ نژاد و خوب صورنند JA‏ سب خوی‌را ol DST‏ خوانند قرب هشتاد باره es‏ از توابع آنست از

مشاهبرش طذلاباد و حقوق sl jules‏ سه هزار و دویست دناراست

از Cl‏ چپارست طولش از جزایر خالدات عط ه و عرض از خط استوا رم شهری بزرکست و باروش خرانی Gil‏ است وزیر خواجه ناج GA‏ علیشاه تبربزی آنرا SNA‏ کرد دورش هش‌زار کامست هوایش بسردی مایل و آبش از اودیه وجال کردستان بر میخیزد وحبرهٌ خنجست 530 و باغستان بسیار دارد و انکور و موم نك باشد غله و دیکر حبوبات

نك Al‏ حص‌د مش نا و سوسه L‏ اکراد در مار ه اشند حصومت

— VK\o —

ولاتست فرب ی بار ه 43 بود و AS‏ وکلا له از معظ‌ات | حاصلش dé‏ و انکور و RS Eu‏ و بسیار میب‌اشد و بعضی مواضع در کنار ارس

ke QE‏ حقوق دواسش هشیر از و Az‏ دنارست

قلعه خر است ر سر کوهی که )#55 در زیر او حاریست و ست و چند موضع از توابع اوست و هول و بول و هندوان از معظمات آنست و ده هول ce‏ نشن آنست و در آ ما oil‏ مصطیی de‏ الله «ke‏ و دارند و اثیری سبار Se:‏ ست و هوای آن 3 Y‏ نکر ی مت سید و آش از آن رود و عون و حاصلش عله و ه و دم ود و اعستان بسار دارد از مبوهاش KR‏ مود حقوق les‏ بازده هزار دناراست

3 ان ولات در دفار لو 4 اعو لو As‏

Ji‏ حاصاش dé‏ اندی موه حقوق دوانش be‏ هزار دسار مقرراست

دراورد دز وهان سایق قصه وده و Dal‏ ولاتست و فشلاق حیی از مغول حاصلش de‏ و 42 و شلتوك ی باشد قلعه کهران بشتر از این قلمه ی بود و حکم و اکنون خرابست حاصلش غله و Le‏ باشد کلاهر

قمبه ایست میان بعه اقاده dep‏ ۳ بای آن قلعه رودی روانست هواش معتدلست و آش از رود حاصلش غله و انکور و میوها باشد و ess‏ از ترله و طالش مزوجند و شافی

Lai‏ سه هزار دار برروی دفتراست

ولاتست قرب عاه باره د به طوالش اند و ص‌دم GAS‏ راه انساست در ایشان بغر از اسم موجود ه حاصلش عله و بنه و شلتوك AL,‏

Y\v —‏ سب اب از کوه De‏ حاری باغستان فراوان دارد و موه و انکوز 3 جوز در او بسیار باشد قرب بیست موضم از توابع آنجاست حقوق دیوانیش

ol‏ دسار مقر راست

شهری کوچکست هوایش سرداست و آیش از دودی که ,داجیا منسوبست از جال اشکنبر برعی خیزد و از Due‏ و قتوات حاصاش غله و SA‏ موه باشد و ‌دمش (ile‏ مذهند حقوق دوانش Le‏ مقرراست و JAY‏ قرب Len‏ ره 45 از آن شهر و ولات بازده هزار دسار بر

Le

قصه استت در dé‏ کوه سلان افتاده و حون سلان در شمال اوست هواش SN‏ مااست و OT‏ از آن ی حار ست اغستان ادك دارد و حاصلش غله ta‏ دارد ص‌دمش اکن موزه دوز و جوخاکر باشند حقوق

ren

از اقلیم چبارست طولش از جزایر خالدات قب له وع‌ض از خط استوا لوم در اول وراد ی خواندند چون پیشکین کرجی حاک ET‏ شد بدو ممروف کشت هوایش مخداست بضونت مایل جهت DT‏ کوه سبلان مان است و آش از کوه سلان عی آید غله و میوه سار عی al‏ اهل 1 le‏ مذهب باشند و بعضی Ge‏ اند حقوق دیوایش AE‏ و دویست دیناراست و ولایتش باقطاع لشکر مقرراست کا بیش بنج تومان -

sb‏ و ارحاق

دو قصه ات در 45 کوه سلان افتاده قصه Lol]‏ فروز از بزدکرد ele à‏ کور LL‏ ساخت و در اول بضی شادار و مش عا 3۳9

GX‏ و ارحاق dr‏ فاد ن فروز ساخت هوایش سرد و معتدلست

۴۲۱٩ —‏ سب حکامش‌را قاجریان ی کفته اند و au‏ از خرای فروز آاد خلخال {te‏ نشن RS ESS‏ خراست در آن ولایت. دود کوی دره ایست بطرف آفتاب روی OÙ‏ دره چشمه ایست که آیش بتابستان مخ می بندد و بر طرف قاو هک قزاونه Li‏ خوانند حشمه دیک رکه در آنش سضه می بزند و بریك فرسنك خلخال کوهست هجو دیواری راست شامولی بر آمده کا بش دویست کز بلندی او و بر فرازش بشکل خرجه کوهی LS‏ بانزده کز برون آمد. و of‏ 2 & زهاست لا مزال از او قطرات فروعی ربزد حنانکة دو آسیاب کردان آب از نا حاصل عی شود و بنباد زرع خلخال از ES SC He‏ آن حدود علفخوار وت و دین سب ماست UT‏ آنمجنان ی بندد که مانند بنیر پکارد می برند و شکارکاهمهای فراوانست

ولاتست و صد باره ده ی AL‏ و فول و کی و 525 les‏

ولاتست متصل ul‏ کا QU‏ سی ep‏ د به انعم از معظما نش À‏ و کلور و مص ان هو انش مستدل-است و بکرعی: مایل و حاصل LT‏ غله نیکومیباشد و SA‏ میوه دارد و کویند که شافیی مذهیند

در ای تومان دو شهراست. اودیل‌و تال اردیل از ای تا 2 طولش از جزایر خالدات فب لب و عرض از خط استوا لك ع Dares‏ MEN‏ ان آقایه ات مره LL‏ حضانک غله در آن سال که دروند عام خورد نتوان کرد بمضی تا سال دیکی xt‏ و LT‏ مخلاف dé‏ دیکر چیزی حاصل نباشد آیش از کوء سبلان cu de‏ و نيك کوارنده باشد و بدین سبب می‌دم LT‏ اکول باشند و ST‏ بر مذهب شافیی اند و ave‏ شخ ge‏ الدین اند ولانش صد باره as‏ است و همه سیردسیرست و بر سیر کوه سبلان قلعه کم بوده است LA‏ دز یمن و دز رون خوانند و در شاهنامه کوید بوقت آزاع بادثاهی de‏ کخسرو و فر هرز از فتح آن فرار Vols‏ فر رز از فتح آن tn SE‏ قح کرد و ادشاهی بر او مقرر شد اکنون خراب است و رشیدان که مقابل بايك خرم دین بود در کوه اردییل است SE‏ جیلان حقوق دیوانی Jo‏ هشتاد و بنج هزار دینار بر دوی دفاتراست

Jess

شهر Eds, Le‏ کی ی ۳ بیش صد موضع LE‏ نات آمده و خامیده سل و سخسرودو احللاباد از c\s‏ اوست در سایق

شهر فیروز آباد که بر سر کریوه بود Le‏ نشین آن ds‏ بوده است و

از dl‏ چهارمست در دفاتر قدیم LA‏ از توابم Cet‏ مهرانرود شمرده

9 ! ناس است نون شن کو ساخت غازان خان ag‏ عمارتش کرد و از

شتا و کج بارو کشید و شهر اسلام خواند و دور باروی غر‌ای سه هزار 8 اش د ات و اش از کزّه سهنداست حاصلتن dé‏ و قول

بود و میوه و بنه نباشد و می‌دمش سفید جهره و شافی And‏ و در او

از عسویان A ae‏ حقوق دوانش از Le‏ ده هزار دسار مقرراست و

حون سرمان و dbz‏

cu

قصبه cuil‏ در جبال تبریز بر دو deu‏ تبریز oué SE‏ در شمال حبرء حنحست افناده است باغستان سار دارد و میوه هاش شکو و بسار ود و هوایش از تبریز کرمتراست و مجهت قرب Et‏ جنجست بفونت JL‏ و آبش از رودی که از آن af Je‏ و از عیون سکانش از ترلد و AE‏ فزوجند حقوق دیوانیش مجهزار دینار بدفتر در آمده است و بوقف ابواب

nl‏ ابو سعدی تعلق دارد

LÉCLA ۲ ۳ 4 , Fra = 1 À Le t sal ۱ À ۱ ; 1 ۰ } 0 |

۰ ua ۱ ۲ ۰ ۲ ۹ ت‎ dr ۳ 4 ÿ ۲ LL 3 ‘ é LA ۱ ۰ ۱ ۰ ۳ 1 ۶ , ۴۲ 1 و۱‎ ۳ ss ۱ ۹ " # { ni ۳4 ۱ M4 7 ار‎ F3 > ۰ ۱ | An ARE.

‘ Û TUE NO" ce از‎ ES ۱ دب ی‎ ۲ une [1 ۲ 1 ۲ à + ۳ ۲ ۳ 1 ۲1 ۱۱ Loir es ME

Page 1