مولانا هام YA تر زی در جواب کفته ات
5x [uw] تکو و هرجه ز آنجاست نکوست
Sa نشود فرشته با دیوان دوست
تبریز Er و قومش ز صفا
حون آنه اند ال از ژنك جفا کی 5 دوستی ته صادق باشند از آنه خر ی و las
حوری ود از Li) زد Je دور L اکس و اجنس نمی آمبزند زرا نود جع م نان و حور
1 TT sr x شاه جلان Je آن ارات سبار افزود و وزر خواحه اج الدرن x در خارج محله سارمسان مسحد حامیی زرله ساخته است نش دو بست و عاه دوست کز و در او صفه زرا از اوآن کسری عدان بزرکتر اما و در آن مسیحد انواع تکلفات sal 3 کردد Jens حون در عمار ش زمان LT میع ی قیاس در او در کار برد و شرح de بتقدیم رسانید و ss و خوب که در تبرز و ان Je و اکتون حندان عمارت Ab سار شهرحه است در عامت اران تست شهر تبربز اغستان بسار دارد و آب تهصد و > کاریز که ارباب ثروت al مهرانرود که از کوه سهند می اخراج کرده اند که در آن باغات صرف ی شود و هنوز کافی نیست آب زاهده دروازة دی و y 8 آن کارزها و رود هه ملك است الا کار رز زعفران بدروازهٌ سارمسان و دو دانك از کار رشدی که ر شش “| سردی مابل است و اش کوازنده و jy است هوای De کلان بسیار و ارزان بود صیص امرود salu و سارر حبوب بفایت نیکو ra و زرد آلوی حلونی و خم امد و ae تم خلف و بغبری و سیب و آلوی زرد DEL خرده و رازق و ملک و طبرزد و خربوزد؛ محد الدیی و و صاحب Se سفید چهره و خوش صورت و ET نیست میدم ET مثل و اک شان شافی مذعب اند و از مذاهب و ادیان دیکر 8 Je ele و fes دار اه ان ات 92 شرن 8 من البان و 58 و غی Jet هستند و در حق ایشان کفته اند الکر ترهات نباشند و در آن دیار متمول سباراست و ایشاترا در بت و Je از کس
LE
à er
| | à À, se
ی رح nn
D UE خراب شد حنانکه کیش حهل هزار 39 در آن وافعه هلاه شدند و ان برج عقرب بناد عمارت pl خس و لائن و اربسمایه حک منجم مذکور تبریزرا از زازله خرای au تبریز کرد و منجم مذکور مبالفه کرده است که من سالست که حکم کرده ae Li خوف باشد و تا غایت Je نشود مکر از واست آمدة و هی حند در آن شهر خرای اهاق افتاده از زلزله ÿ al نبوده است و خرایی عظیم تکرده و سبش آنکه اکنون در آن زمین قنوات بیار اخراج کرده اند و منافذ زمین کشوده است لاجرم امخره قوت شش LE قوی عی تواند کرد و زازله سخت اتفاق عی افتد و دور باروی هزار کام است و ده دروازه دارد اول ری و قلعه و سنحاران و طاق و دروب حوی و در دستی شاه و سارسان و وره و هوکله محله است حون در عهد شدند و بر یرون pr ET آن شهر دار اللك کشت کت خلایق در Joie شهر عمارات و باغات کردند تا عرتبه که ر در هی دروازه زیادت از اصل شهر Les شد غازان خان آنرا بارو مکشد حنانکه عامت باغات و عمارات و coll و ولان کوه و سنحاران داخل آن بارو بود وجهت وفات او عام نشد و دور باروی غازانی ببست و بنج هزار کامست و شش دروازه دارد اوحان هیشبروان در زر وضی که شهر ی de و سردرود و شام وسر آورد و غازان بر آورده است جهت خوابکاه خود te et خوانند خارج باروی غازان خان اران نست و بر بالای Cale عمارات عاله کرده حنانکه مثل آن در ET و در ولان کوه داخل باروی sels الدرن طاب ass شهر وزیر خواجه سعید ربع رشیدی نام کرده و در او عمارات LT و Pret شهر حه دنک APE
فراوان db ر آورده و بسرش وزیر غباث الدین ند رشدی LL الله ترسته