‹ Siasset namèh; traité de gouvernement, composé pour le sultan Melik CahChapitre 33 sur 70 · LEE‏ احزائرا رفته است و آب زده · texte numérisé non relu

LEE‏ احزائرا رفته است و آب زده

]+[ اذا کنت فی ادض ول ,رض اهلما و نك بکیولاً Le‏ تفرب فان رسول اله ۸ ستقم له gear‏ بسترب آی بادشاه cs‏ برور و ای سلطان عدل کستر آن ولایت و ملکت که حق lat QU‏ ارزانی داشته است ام‌وز در کفر و اسلام هیچ سلطان و ادشاه ندارد باطول و عض و ی خصم و من‌ازع 4( ص‌ده و رفته و JU‏ و اساب سوارث کذاشته اکر در ان ولایت درمنه کارند زعفران

[ul]‏ ای حو خورشيد از خراسان آمده

3) LVL قوف‎ 2 9

rires

کان ۸ یکن où‏ اجون Ji‏ الصفا ایس ول jus‏ که ساص

Es

[ie]‏ ؟ ترکوا من حنات وعون وزدوع ومقام کریم نوا وبا فا کهان واورتناها قرنا اخرن ۵ وق re‏ السماء والادض وما کانوا منظرین

با اقا ne‏ کر گر ترکوا منازلمم وبعد ایاد Go dal‏ والسدیر Sos‏ والقصر دی شرفات من شداد ارض مرها Léa CU‏ کب ن مامة وان ام وداد جرت Je lil‏ مقر دارهم Let‏ کانوا Je‏ ماد و و ور و طل. ملك. ابت /الاوتاد زلوا باشره تسیل rie‏ سا* الفرات LE‏ من اطواد فاذا dl‏ وکل ما یلهی به re er‏ ای بلا و فاد

۱1۳۹ اهل اوست مد الله JU‏ آن خالك مقدس از قاذورات تشبیه و تعطیل و زندقه و رفض و اعتزال و جبر و قدر مطهر است و دامن اعتقاد هیچ AUS‏ بار ان خبالات نبالوده کسةٌ تربت او از رغرعة فبل شمرل مصون بوده است و حرم حرمت او ازوعوعه سك sb‏ منزه Les‏ در واعتصموا حل pri‏ زده تکیه بر عصای علیکم بدین السحایز کرده خدایرا SL‏ و یکانی شناسند و bag‏ صلی ال «le‏ و آله و de‏ رسول بر Ge‏ دانند و چبار یاررا بد نکویند و دشمنی نکنند و اول ايشان و مقدم ابو بکر صدیق شناسند پس ععر پس ke‏ پس Je‏ عله الصلوة و السلام و مذهب ایشان مذهب امام اعظم بو حنیفه و امام مطلق شافی مطلی زیادت ه و Se‏ ساحت اعتقاد از جات خالات ری است و عزان توحد و سنت آراسته 8 لام ابشان سدق پست و فرط عروت و فضل تواضم و 25 اهل عل و محبت غربا و طاعت اما Ke‏ است در هیچ عهد les‏ عصیان پادشاهی بر جین gs‏ بسته اند و بسمت عرد و خروج بر والی موسوم نبوده پلکه ضف دین و لین جانب و رقت طبع بر ایشان غالب و پیش از ان تا بعهد ملك مد عمان از مالك کرمان وده است و LT‏ ملك فاورد کشاده و مك توران شاه و ملك ارسلان شاه ملك فارس کرفته اند و بر آن ولابت فرمان داده و (ae‏ شحنه ER EU M‏ در زد و طس وده است و در pa‏ عهد ملك مد در عراق اضطرای بوده از خادعی که رشید جامه دار کفتندی در اصفبان و ملك A‏ معتمد خویش فرستاد و اورا 55 کرده بود که اصفبان بوی دهد و اکر در اجل تاخبری می افناد آن کار تام می شد محاسن ولایت کرمان و خصایص بلاد و مناقب اهل او در ان فصول «is‏ عی شود اما ان ساعت Sal‏ عظمت او pau‏ است و احوال نا

ON —‏ 5 ذات ,+ آن cos ES‏ شهرهای تب ۱ ۱ ولاتی Sal‏ است و از وی خرما اقصای LL‏ رد و از توای ss‏ کونبانست که از آنجا توتبا خیزد و مه جبان از LT‏ نقل کنند و از شهره‌ای کرمان سیرحانست که دار اللك قدیم بردسیر بوده است ولاتی du‏ بسیار ارتفاع و در عهد آل سلجوق آکثر اقطاع و ادراد لشکر از تا op‏ است و سوسته Gael‏ بزراه و لشکری انبوه در آن شق مقم از جهت ST‏ ولایت فارس و کرمان متصل و سبرجان ثغر و AN‏ ماوی حافات و آفات از خواص den‏ و ju‏ مائورٌ او مقابر ح‌وره است و اهل ساحت و اریاب تصوف Lite‏ تام کوحك خوانند و از ۱۳۶ اٍیست که بروج او با بروج فلك مناصی و حصانت اطراف بر جمان AUS‏

LS, معاصی

[شعر ] 95 45 است وفود الرخ من لقی بروقته النجوم مناطحا dé,‏ بلاطلاف ظهر اون

و در عهد مالك ارسلان شاه حند وبت را عمارت فرموده اند و از باد خراب کرده و ان cel‏ فتتوراست و ات اب ی ۳۱ بالاد و ls‏ کرمان جون برد و تارم و دشت بردیافت و بلاد سرحد که de‏ احتی سار و شهری امدار است شرح داده [ سخن از حد اعتدال متحاوز شود و از خصایص SAS‏ دان معی عتاز است و در ان

— ۱۳۳ — ربض سرای ملك از نناهای ملك توران شاه که نظیر آن در جبان برداخته اند و کل آن نساخته دده St‏ حون ص‌فش و سقوق «نقش و ساهای

po‏ و Ge‏ منیم و Ole‏ مشیده و قصور مستده خیره شود و با هی سرای

SA

[شعر ] LE‏ شرت Lu Je‏ سا وشن DJs Al‏ وئنفست 45 الصا وعطفت اشجاره من حبل وحوامل [قطعه] صرح مرد از صفت منظر او ز Bi‏ DES‏ از شرف اروی آو کی جون غرفات هشت خلدش سه در از رف حون درحات ه فلاك شش سرو یش از مهدی ام و در مب‌ارکش م‌کز سطح LS‏

آب و se‏ فرخش LS‏ و خط خرعی

dr‏ ردسی مهنط وج و Gel‏ است و مسقط ظل احسان و منت غیس توحید و مسند درس تقدیس cut‏ بنج نوبت زند و Ch‏ دو بار ASIE CE 1‏ دایرء دولت است و er‏ حلالت .و می‌کز کربا و 5555 عن و LE Ve‏ او متکای مخت است و سیر او سر سر در جلوس قاوردی فال داشته اند و ملوك سلف تست قدم شریف بر آن نهاده و از خواص دار اللاك بردشم آن است که ا‌ای حواب و مقدمان اطراف دست

— ۱۳۲ — A5 [ali]‏ دولت است از آن آرند RE Ne‏ 2 رآ ای ۳ بر درش جمع Le de‏ خال صحنش شمامه کافور

آب جویش جامه زعزم شهرستای حون صرح رد و سوری و دو de‏ حون سد اسکندر

فشخر OEM‏ منه خورنق و JL‏ صدر da‏ سقف Je‏ ظهرت JAY Le‏ رفعه قدرها

در کفر و اسلام شهری و حصاری و دو قلعه متصل بشهر و خدق حون قلزم Le‏ بر این نهاد و قاعده نشان عی دهند و سیاحان عام و طوافان اقالیم معترفند که با حصانت اطراف و متانت جات و تیب ,روج و وضع دروب Je‏ آن شهر ندیده اند و در ربض ble‏ معظم و باغهای خرم و

Page 1