‹ Siasset namèh; traité de gouvernement, composé pour le sultan Melik CahChapitre 34 sur 70 · مواضع خوش و هاع دلکش هیچ CRU‏ روان و باغ خای ه و در · texte numérisé non relu

مواضع خوش و هاع دلکش هیچ CRU‏ روان و باغ خای ه و در

برد سیر و کرهدای و ار یشم سیار و دخلمای متواتر و من وقتی در خدمت 22 الدین ابن ناصح از م می آمدم در ناحیت دازرین ,ربام سرای مك نشسته بودم و در آن res‏ متصل و pale‏ متسق و انهار معطر نکاه ی کردیم و ele‏ بر زمان آن ناحبت ساطی زه‌دین کسترده اند و در و du‏ جضس عم کرده و آن انهار dde‏ ذوق تسنیم مزاج بعلون حبانست و در صفا آب حیات زين الدین خلف این التوج رحه LA‏ ما بود کفت اتفاق است که فارس 6 زر دست و معنور و آنرا صف العام مسخوانند و من SET‏ ولات دیده ام فلان سو کند که در همه فارس Gel‏ حون ان col‏ ندیده ام cali‏ ریاض و صفای حباض و لطافت هوا و کنّت منال و از خصایص ع باد شمال دایم است بر Je‏ شهر هی و تابستان WT‏ توان بود حاجت برحلة الصف ناد و از بلاد کرمان شهر moy‏ است 5 واسطه عقد و نقطه دایره و ست القصید؛ٌ ولایت است دار del El‏ و مصر جامع مالك عرصه فراخ و شهری با طول و ue‏ و دبض و شهرستان و بساتین متصل و LE rs‏ بربض Ass‏ معتدل و آن درست و A SE‏ مار

[شعر] فهو il‏ ازج النیم Less‏ مت السادات Hal‏ آذش وحیاضبا قد فاض فیا الکوثر ارض جریا الامارة ذیلبا A Les‏ من JA‏ عفر 5 6 الضیف با Lo‏ من A‏ قلقت وسادته وتری JAl‏

—— ۳ ۰۹ اس از ان تغر برد AZ‏ بر ولات ما 3 معدن فاد 9 AS‏ است و از این دیار Au‏ اقلیم کفر و اسلام برند و بر جنوب حبر فت جند هی‌موز

SENS it [=]‏ بر لپا معض ور مرع

و puit‏ او زر خراجی و اس ازی و ol sat dise‏ فرخه اد ساحل است و قوافل هراق روی وی دازد و us Se‏ درا ۶ مقصد خار اقطار UT‏ و از بلاد کرمان شهر م است ولایی معمور و ou‏ ارتفاع و Je‏ کویند که شم زمین م ی ارتفاع ندیده است و از LAT‏ ابرشم خیزد و Elle‏ می‌تفع و ET‏ شهریست der‏ و سوری

متان و درمان شهر LS‏ منیع و ,روی قلعه رفیع

Sy A رفنت محترق‎ [x] حسنه التحائل‎ LE os وقد ترنم فوقه‎ AS Jle AI من متزل خطر‎ فلك سطح منظرش‎ por از بسکه سوده‎ [als] است بر او فری فان‎ ES عوی‎ دراز ملائکه‎ LÉ لا بلکه شکل‎

دید و AE‏ و y‏ شرفش ص‌د دده Ob‏

NAN —‏ — را آن تکته از رسول یب آمد و از تخواص it Line‏ است. آنزا فروند کونند زمان زراست ET‏ در خال خردهای زر A2‏ از ان زمان بوده است و جبزی حاصل می شد و از خواص OÙ‏ ه بنج فرسخی کوهست LT‏ مشران خوانند et‏ ازه لطیف la‏ سرد و در فصل ببار و

LA‏ ارج الوا ف غراگب نته الوان ورد ق الغصون Gé‏

من lag‏ ومثمرا ومورق

نسم اسحار او در بدرقه رواخ ازهار روح‌را بنوازد و هزار des‏ در سا کل ds‏ خویش بابنا زمستان بسازد و از خواص ولایت جیرفت ناحیت رودبار است و م‌غزار بتهایت که چپار بای ح‌ده از آن A‏ زنده برون آید و از خواس جررفت مسجد عمرو است شعه که کونی مپب ریاح CA)‏ و مصب اقداح مغفرت است از هوای او tale‏ انس و راحت عشام رسد فور صلحا و le‏ علما است و بر دروازه تربت فقیه بکری 6 تا آن تراد است مرب من آزموده ام و از LAT‏ یا حاجات بر و از خصایص کرمان تم 5 است کم از LT‏ مالهای وافر از عشود تحار و اجرت سفاین مخزانه بادشاه رسد و اهل هند و سند و حبشه و زم و مسر و دیار عرب از عمان و حرن‌را فرضه آمجاست و هی مشك و je‏ و ثیل و هم و عقاقر هندی و برد هندی و حشی و زنک و لمای AD‏ و وسادها ls‏ و فوطمای دنبی و JE‏ ان ظراف که در جمان" است

AT

sal عصاها واستقرت ما‎ Cab ] شعر‎ | JU JM Le قر‎ E

Page 1