چون اجل فراز آید مهلت منقضی شود رسیدنی برسد و چون قضا ML
SORA TEE هی که باحسان تو وائق ۰ LL مثل » من ولثق باحسائك اشفق عل ۰ داشت ععد gel مشفق شود » ساطان اورا حند روز à LL ود بر des در هر دو کرش اور کرد زو مان او اسان داد نیک کنند و SLT مق عليك ۰ یکی کن ls احسن محسن اليك مارا کن تا با نو مدارا کنند آنک ملك الروم ارمائوس هزار دار قراد JA حکمت ۰ خی الال ما اخذته من ۰ A D داد که هی روز محجزیت Se » اخذته من ارام وصرفته فی الاام ۱۰ JU وصرفنه فی اللوال واشر از ال مان و از مر سك ای بذل کی و بدترن ۱ 8 عهد pa PR COTE ell و El بط آنست که از حرام مع نود حون حون CE ور الم نماد شنت ان و بادر او از وود زر لب آب per Mi élan در سنه خی و ستان و 8 ای حند اوباش لشکر آن قلمهرا شتدند و کوئوال قلمهوا که وسفت 8 ترزمی خواندندی اسبرش بش مخت آوردند سلطان از او احوالی می برسد کی کفت al آشتز ] 2 تال کب دروغ
dk شاهان نکرد فروغ
خن کان 4 اندر خورد با خرد ANS ENTREE تشمود و کر ul CALME: بکوی سار . HAS خو ی آب روی