‹ Siasset namèh; traité de gouvernement, composé pour le sultan Melik CahChapitre 66 sur 70 · لشکررا جع کردم و از جیحون EX‏ و از پر تو شهرها بکشادم و اقطاد · texte numérisé non relu

لشکررا جع کردم و از جیحون EX‏ و از پر تو شهرها بکشادم و اقطاد

MEN TR ۱ ne ET مسحد در امد و‎ 5 Sen انا‎ 5h و در مسجد کم بست و بش مراب رفت و زبلو باز انداخت و‎ بکاوید و يك سوی برزر برون آورد و در دامن رمخت و ساعتی با‎ SA رفت خواحه‎ Dax زر بازی کرد و باز در سبو کرد و مان حا نهاد و‎ à! فراغ خاطر ی زحت و مذلت استقراض آن زر بر داشت و عامت مصال‎ خود حنانکه لابق زرکان و مقربان سلاطان باشد ساخت و در خدمت‎ او‎ du Dix سلطان روان شد و کارش بالاکرفت و منصب وزارت‎ ox هیچ آفر‎ L و‎ AS و ناسا حون باز آمد زر ندید هیچ‎ Es ie در بازار می‎ de SV نکفت و صبر کرد خواجه روزی‎ ne ان‎ 9 نسبرای رده‎ LEE کفت آن‎ bo jets دید‎ LEE کذشت‎ بیش خواند‎ LEE غلام همچنان کرد چون خواجه باز کشت‎ ele دار تا من‎ Last و پنشاند و بنواخت آنکاه کفت آن زر تو که ضایع شد باز یافتی‎ بر جست و دامن خواجه حکم بکرفت و کفت زر من تو برد جون از آن‎ وقت باز که زر تلف شده من با هیچ آفریده نکفتم خواجه ندید و‎ می‌ی باولاد‎ Vos آن زر "قد ۵ ناسنا دادند و دهی‎ Gil ۲ مر‌مود‎ او وقف کرد حنانکه آن دهزا ده ناسنا شوانند و آن عاره والکرشد و از‎

میور Je‏ خواجه شهید نظام الاك طوسی یم

خواجه پیش از ae ST‏ الللك کندری بدیدی خود وزیر الب

s RTE .یش خواجه بردند‎ pes و زر آمجا نوشت که حسن خر الظلمة جون‎ بدید بکربست و کفت هیحکس از این برزکان سخن‎ Gel و خط او‎ وفات خواحه در خواب دددند‎ jan Lis راست ننوشته حنان که او‎ بر من خشید و رمت کرد بسبب آن سخن‎ dE Ge که خواجه کفتی که‎ cils Gil راست که خواجه ابو اسحق نوشت و خواحه مذهب امام‎ کران حون خواستند که‎ AE سلطان ملك شاه در اصفمان مدرسة سا کرد در‎ > باشند از سلطان برسدند کفت اکر حه من‎ asll در ان مدرسه کدام‎ user ساخته ام قوی‌را محظوظ‎ QU مذهم اما ان خی از رای خدای‎ هی‎ ol ان و طافه‌را هنوع و حروم داشان وجهی ندارد نویسد که‎ التساوی والتعادل و حون سلطان‎ Je دو امام در ان مدرسه ابت باشند‎

۳ قوف‎ 9e SES ود مدوم از‎ Er. NA

خواچه‌را رضا ناشد هیچ aus‏ عاقت :فزار آن SES‏ سو اسند Je‏ صاحب الامامین اسامی الاعة صدری, الاثلام و AS‏ در میداء کار حون خواحه شناخته سلطان شد و بامانت و کتابت و عقل و ندب شهرت یافت Lasl‏ عنعت سفری افتاد و وزبررا مناج منحرف بود با سلطان 4 والست دفت و مسایست که از اصاب دیوان یی در خدمت سلطان 8 ۳ کنتد else‏ حسن طونی مناسب است SL‏ اورا استصحاب او مثال فرمود و خواحه دستکاهی حنان بر با توست توانستی رفت بغایت مناك شد و از استلاء اندوه وضو ساخت و در مسحد LS)‏ و در 519 کرده 5 و ع‌ض نار مشغول شد اسای

EN PAT 2‏ که مقر SU‏ و مستقر امام است و شمول فضل و عدل احق بلاد اسلام پزبور cale‏ و حلی le‏ بای خویش ALL‏ عافل‌را هیچ sb‏ در آنکه امخاص ٩ ob dde shell‏ ۱۳ فان کثبر Lit‏ بدست آرد و کاء کاه از اشارت قصر با عمارت قبر بردازد و فرضت که ضفت عرض السحاب از لوازم دای اوست. غنمت اند و 9 Sal‏ در حواب ان نصحت هی غدر که خواهد فرمود و هی متمسك تابت که بدان عسث خواهد عود همه نا مسموع و ا مقول است و من SU‏ کذاردم Le ART has de à à‏ در قربر ان کلات هیچ غرض دنیاوی بست آب 5 زمبن و باغ و بوستان ندارم و هیچ آفریده‌را از del‏ مشرق و مغرب با من حکومت و خصومت نیست و مرا از هیچ‌خلق شکایت نه پلکه مطرح نظر و مسرح LE‏ نیکناعی این حضرت و استقامت

و PSE‏ اپ ان دو لت ار و exil‏ ۰ حون خواحه صحت شاد ار را"

خوش آمد و هزار دینار بشیخ ابو سعد فرستاد قبول نکرده خواجه JL‏ بر قرار معهود مواهب و عطایای مجری کردانید و حجاب کسی‌را من نکردند » کویند خواجه بغایت با اعتقاد ومسلمان دل بود و تم آخرت بش از عم دنبا داشت وفتی .بر دلش کذشت ک 2e‏ وید در کفت زنکان او با بندکان QU las‏ و همه علما و بزرکان os‏ کواهی خود بر D‏ حضر نویسند و آن حضر با او در Xe de‏ هر چند که این صورت کس نکرده است در شریعت مطهره مسطور و مذکور نیست اما بسیب نیکو اعتقادی als‏ ان حضر وشتند و هی کس از زرکان دن: شمه ات و ۶ آن ثبت کردند و امام ابو اسحق فیروزابادی صاحب تنیه با ST‏ مدرس

Page 1