بود و منظور نظر احسان و انعام خواجه حون آن حضر QUE
a RENE حوانم و ظلامات جامه QI که با او کاری دارد تا او زنده بود هبچکس از سرخ موشید و صدر اسلام از همه ملوك و حکام با این معدلت سزاوارتر هول sax Je الظام Leu است تا جون در عرصات قامت بایستند بوم بسار Lis لت کنت ترابا زوزی 5 آفتاب تره کردد و اندوه 8 بروردکار ود کوحکان از آن هست بر شود و بران و زرکان ee شود و باشند احسای که صدر je خرف و ادشاه و وزیر خوار و ذلیل و او اندازد و در آن PAL 551 رعایا کرده بلاهند در | Le یس فضل و عدل دستکی jé الکافرین Je عسم poil موقف با هست ذلك دو ار آفر ده RS رای رفع dl او شوند و وشده وت 5 حق فضل و عدل و اولن ام است Le وبل وطل و دیکری de & است در امطار وبل وطل تقصیری Lee و دوم مکارم صدر اسلام و حون ناشد وامسای SES در افاضه فضل و عدل ET صدر اسلامرا Lun Jul که از او معهود نست مشاهد و مصان نکردد حه مادا که دوام سدکاترا AU در زمان نظام Ju مستازم دوام هلال شود اما حون حق هلاك ی بسندد و دیروز عواری ام افاضةٌ امطار کرد اکر LE در نشمرند و pate AS اوز ایادی نظام الاك نیز اجراء مواجب و ادرار است حکونه بسندد که gui سحاب cit هت او که de مکارم نس و JE و سحاب زمن در ادرار ادرار AT حاب آسمان امطار امطار D متکاسل باشد و این معنی خود در اوهام حکونه صورت ندد که حق عن اورا بطراز طول cé جل صدر اسلام بر روی زمن حاک کرداند و خلعت السلام و حضرت امام اسلام Line و او در AS مدت و بلوغ امنیت مطرف
باشد و مشارب Di مکارم خویش را ی رب ازدحام کذارد و دار السللامرا
LR CAE Be Sir از جات او تجواب کید cs | بلاد وعاد سازد و در Las SAS تعالی جلال الدولهرا در قامت بش خود دارد و با او خطاب سو حواله کردم با بندکان LG و کار pal Sous روی est تورا مری à مندکان Eux من حه کردی او کود خداوندا ی دانی که از جر کردم و مالك باو سبردم و فرمودم تا باضاعت عدل و LE عاقل ya مشفول باشد هم بقلم حکم کند و هم بشمشیر و صدارت اسلام Ge قامت بر او مقرر کردانیدم و اينك در حضرت توایستاده از او پرسی که با بلاد و غاد تو جه کرده است اکنون صدر ابلام تراندشد که کدام وا مناسبتر باشد آنکه کوید جون حکم مالك من افتاد در خانه بکشادم و ححاب بر US و حجاب برداشتم و باز دار و سوال احسان و افضان کردم با آنکد DE ابواب بواب متب کردانیدم و نواب وحجاب معین کردانیدم نا حتاجان راه ندهند و قاصد و وافدرا باز کردانند و امدهای امدواران مت وحرمان کنبری انوشیروان که از عدء اون ود دد بر وروی coul کرد و Jan خلایق بکشاد و حجاب و حجاب برداشت تا حدیکه رسول مك روم با او کفت که بادشاه راه دشمناترا خود آسان کرده است و از ایشان احتراز می کند آم ۲ حاحات less کلسری کفت حضن من عدل است و من در ان تم .. رت آورم و مظلومان و سدکان خدا فریاد رمم پس اکر در دم داد مظلومان حکونه توانم داد و بادشاه هندوستان که هم از Sex “ess عظم براو مستولی کشت یی sal بت پرستان بود بهر دوکوش کرشد و ی کرد او کشت من از هر بطلان حارحه سمع حزون ai از راهمه اورا نیستم اما از بهر آنکه سخن مظلومان و محتاجان استاع نتوانم کرد تنك دم
بسن شرمود تا Sa حاحتی باشد حامه ممرخ بوشد ا حون اورا ند بداید
= AN lu فاصبر لسادنك التی عسودتم
فداریت الامانة واهدیت pe mail برانی من il فلس لی فی الادضش Les ولا قربة ولا ous ge احد حکومة ولا ظلامة ولا ای احد من اهل الشرق à ils حاحة واعا استدعت لك الدعا واستحلات لك LI وسصت LS AZ ذکره واجره و شضی لدولتك بالتخلد ولعمتك الزید وال ds dt التوفق لصدر الاسلام والسلام ۰ الفاظ و coms ol gl اکرحه عذب و سهل ASS SENTE er مان ده انده که 525 آن Les بلغه فارسی نوشته آبد 5066 آن عامه شود شیخ او سعد بعد از حمید و صلوات و حامد خواجه می Ta کسی با امید Le پیش یکی از 8 امت دود آن IS خی باشد ]کر خواهذ با او احسان کند و آکی خواهد نکند زیرا که او در آن کردار نك متطوع و متبرع است و اختیار اوراست اما کسیرا که باری تعالی le بلاد و عباد با او تقویض کرده باشد که خدای جمان بدو داده در اسداء عوارف و اهداء فضایل مخبر نباشد حه او محققت مد او ری است که روزکار خویشرا ود ات 5.45 ستده پس Sale اوقاترا Let خود کذراند و Jet و اهل خود وا داشت و * مطالعه LS و فان ید و el در مساجد تواند کرد زیرا که ان افعال اورا Etat و À خواری ندکان واجب و ترك همه نوافل باحماع ام je از اضاعت بعضی از واجب است و خواجه اکرحه وزر است اسا 2222 اجراست که حلال الدوله ملك شاء اورا
با اجرت عام کرفته ات وا ÿÉ ناو آنخرت SL او کند و در دنا