الادش وتخر JU من GE
فق موقف سا فه الا خاشع او خاضع او مقنع AA اعضاوهم 45 الشهود و سحمم تار Ses شد ید ۳ ۳ بوم تظ فیه انشمش ویمظم الکرب و QE 4 القلب وتحکم فیه الرب ویشیب الصفی وهرم الک وذل اللك والوزر وذلك الوم jé یس شره مستطی
بوم یمض Je LE پدیه ویقول الکافر لیتی کنت po Ur بدعون الی نار
RL از منشات که dé بزرك بود و ورع و قوی آراسته بش خواجه رفت و بعضی منع کردند AS نصيحة النظامه نام نهاده بودند خواست که ایراد LA خواهی ET خواجه ایشانرا زجر فرمود و شیخ ابو سعدرا فرمود بکو ارحن الرحیم امد له مولی الانعام وصلی ال علی A eu ابو سعد کفت ارف ختام وعلی آله الکرام واصحابه سرج الظلام والسلام LOU من هو صدر الاسلام ورضاء الاام من زینه بالتقوی وخم عمله باحسنی وحع (Je الاخرء والاولی معلوم با ضدر الزمان ان احاد الرعية من الاغنیاء البررة ou حزون 3 القاصد الوافد ان شاوا وصلوه وان شأوا حجبوه ومنموه لالهم فی SG ذلك متطوعون متبرعون فاما من ترشح وولایه ترشح لیابه ولس عخبر gel GI Je لان من جهد dei القاصد الوافد ان شا* وصله وان شا* له من نهاره ما یتصرف Ge اجبر قد باع ذمته واخذ ءنه فم il Je فهو ودیاره ولیس له آن بطالع فی الکتاب del مخلوا oi اختیاره ولا له Je منه امورهم والنظر mad دون التلث Cie ولا مراء مصحفا ولا بدخل التطوع خر من تضییع pr وهذا واجب وترك Je لان ذاك rer Les ۴ بمض الواجب وانت ان کنت وزیر الدولة فانت اجب الامة استحراه حلال فنی Lu بالاجرة الوافرة لتوب عنه فی الدنیا و الاخرة اما فی ddl فانه ol عند رب ae مسا السلمین وامانی الاخرة فانك ستحیب امور الق فاذا صنعت فی ais سقفه وهول له ملکتك الارض ولته (ya عاملا" Get واقامة الق فلعله ول اخترت لدولی Jai افاضة وامته بافاضة العدل واقامة اعطق ومکنته من al اللاد وقلدته امور صدر الاسلام قوام Ces الدینار والدرهم don وبسطت pile السیف الولاة فسله یا رب ما صنم فی بلاداه de à 6 وها هو UN شمی Al
NS فرواد امک از فضلاه بقذاد ععکایت کرد که در Ps در بکذشت 9 دیدم از درویشان که LE نزديك خیمه dou آن حالت مخدمت خواجه پر جهره سمای اولیا بود میا کفت وزیردا بیش من اماتی است لعف کن و با او رسان و 485 من داد رقعه ستدم و محدمت وزیر دفم و رفعه موسندم و بش نهادم خواجه آن رفهرا تامل کرد یو بزاری بکربست من حون از کر ه ساکن cols رقعهرا EE &S پشمان شدم و عاجز و Loge Of آمدم Done رکفت سای انارفنهزاء شش من آر 0 حوان ass یم ماقم از کشتم اعلام دادم > احه ان ر قعهر | عن داد در خواب دید مک Lula نوشته بود که LT حون مطالمه کردم در حرا روی Ke UE حج تو SK بش حسن رو وبا او cas ترك باش و مطالب اباب حاجات بساز و ol نه من تورا کفتم که بدرکاه فریادرس باش خواجه آن عنم فسخ کرد و باز کشت Le درماندکان امت آن gas من گفت هرکاه صاحب رفهرا ه ی بش .من آر مد از 8 نو است اکر رشه شود GE و کنم وزی مشتاق es درویشرا رسی لطنی باشد اوکفت اورا بش من اماتی وود با او رسانیدم و cout حون ۰ AA) النصحه ۰ Lux لور لاز ای ما با او هیچ کاری با او بود در سنه il سلطان ملك شاه بغداد آمد و خواجه نظام سائلان بدرکاه خواجه انبوه شدند و هبحکس مروم کی als ان و ذاشت حون از بفداد باز کشتند شرمود تا کتاب حساب مواهب و مبرات آمد sai صد و حهل هزار دسار 11 و در وت دوم که باز ds فرمود تا سرهنکان سوال و محتاجانرا منم کردند و عطای معهود نمی فرمود