‹ Siasset namèh; traité de gouvernement, composé pour le sultan Melik CahChapitre 35 sur 70 · با ک لتحار از ارس عنم کرمان کرد در SL‏ اورا زه دادند و هلاك · texte numérisé non relu

با ک لتحار از ارس عنم کرمان کرد در SL‏ اورا زه دادند و هلاك

م و le‏ شد

سم قم الك در es‏ بر عدل و شرح کم Be‏ اخلاق ماو و ذکر AL‏ Dee‏ کرمان و خصایص بلاد او و یاد کردن بدضی از EN‏ آن آچ

اما ولایت کرمان ملکتی طویل و عریض است و بلاد بسیار و توای نی شمار و قلاع over‏ و صرود و جروم و le‏ حون نکهت معشوقان‌خوش و لطف و OÙ‏ چون A‏ نشاط عاشقان سرد و صای و .ك شهر از شهرهای او شرفت مت ور SR le‏ طب هوا و Si‏ ما و طرب GR‏ خال او در جبان Je‏ است و از حلهٌ OUI LE‏ معدود است آنکة شهریست که بر حرای او ترکس روید و کوبند وقتی ملك ارسلان شاه معروفی IL,‏ حضرت ستلطان سنحر فرستاده بود و سلطان احوال ملك کرمان استعلام ی فرمود و در ائنای سخن کفت شنیدم که در کرمان شهریست که بر حرای او ترکس روبد رسول عاقل بود کفت ای سلطان جهان ترکس و تبرخاشالك هر دو هم میروید

هیحکس سخن او اللفات نموده و نیز شنیده ام که از علو سن و صعوبت " حدیثه اورا عقل زایل و پشم و دوك در دست می کرفت و تاب ی داد و میکفت من شهری بنا کرده ام و چندین قلمه بساختم و کودکان با وی سخریه میکردند پس یسعرا ملك مستقم شد و قصد سیرجان نود و برادد ۰ را از آن خطه اجلا کرد و de‏ مقام ساخت شرود. جوای و A‏ شاپ و سکر ظفر بر بدر و رادر اورا بر قصد عضد الدوله داشت " فصار کالمیر طلب 5 où‏ شدع LS‏ عزم فارس کرد عضد استقبال ود لشکر ps‏ غدر کرد و اکن خدمت عضد سوست یسعرا الفرار مراب الکس بر بایست خواند روی انب خراسان نماد بو de‏ سیمجور ps ls‏ بود اورا بنواخت و Je‏ باز درکاه LEZ‏ عود روزی حند در امداد و معاونت توقنی رفت شی یسم در مستی کفت اکر من همت آل DL‏ 8 ام راز و رعیات حقوق زوار ۷ ان غابت دالستی ضرق دیکر طلب کردعی بو Je‏ سیمجور آن Ji‏ انهای درکاه کرد در ازعاج او از خراسان مثال دادند یسم عم خوارزم کرد اورا در خراسان رمدی صعب رسید از درد سخت جثم خویش از سر بر آورد و در آن هلال شد و بعد از آن دیاری از آل بو de‏ الاس در دیار کرمان AU‏ و ولابت کرمان از له مالك عضد شد و حند کاهی بکرمان آمد و آثار او در کرمان بسیاراست سرای سبرجان و سرای ob‏ و ستان سبرجانی که le‏ دو قلعه است در ردشی و دروازه که تزديك میدانست و حو ملك قاورد بکرمان کرمان در دست ملك با کالتجار بود سط عضد و plie‏ او فادس و ای از آن وی در کرمان بود اورا هرام کفتندی جون حق JE‏ آن ملکت

Page 1