شعر ] کی کش هست JUIL پیوند عاند هیکز اورا کار در ند
هزاران Sexe افتد SX باسانی کشاید کردکارش
LE داشت جقريكرا تقربر خواجه دل بذبر افتاد و امارات اقال در ناصبه او al مشاهده عوده خواجهرا علازمت الب ارسلان فرستاد و سغام داد که a» LA در ان Al که ان شخص کاب و منشی صاحب تدیر امور تو Eh ولا نویسند؛ ol در ST داشتی از ان شادان عرو رسد مضمون کرشته است و خدمت تو توصل جسته و مهمات این ولابت مهمل و معطل اقتضا فرمامد اورا باز کردانند جقرسك دست در JL مانده اکر دای ان aile بش الب ارسلان ll و سنه ملتسس عمد نهاده کفت که نظام مقصود باز کشت JS کفت لا جرم قاصد عمید بلخ نی al شادان با او سخن الصدور اورده است که من از لفط مساراه à انوشروان خالد در کتاب شنیدم که فرمود که در بدایت حال موکلان بنابر امری el خواجه نظام مجای مبردند و من براسب de بست سا از out که در تفصیل آن زياده روز روشن در able لاغس درفتار سوار ودم از غابت بریشای و ف جثم من حکم شب اريك داشت و در کال حزن و ملال قطع مسافت عی کردم که ناکاء در آن بیایان شخصی که بر اسپ فربه سوار بود پیش آمد و شناختد و Le آن شخصرا ندیده ودم و موکلان من هم اورا ۶ ای حسن ی خواهی که اسب PA. سوار حون دك من | کنم کفتم ای جوان چه محل عسخر و استزا است Ja خودرا باسپ تو الفور بیاده شد زین بکردانید و هرا le کفت و ال که هزل نمی کنم و همکنان JE و از cut ود سوار نرد و خود بر اسب من 8 غاب کشت من و موکلان از آن حال در تعحب افتادم و من در ایام حکومت چشم Sa اما ele اعتذار قیام plis شخصرا به بینم نا OÙ می داشتم که er
مقر Lie نظام بات اف تن اطرت ۳
به Gt اکثر ارباب اخبار پدر برزکوار خواجه عالمقداد موسوم Je ان اسحق طوسی بود اما صاحب جامع التواریخ کوبد که والد خواجه نظام الاك مد نام داشته و رام حروف نع اکابر مورخان کرده معروض ی دارد که Je ین اسحق طوسی یک از عمال دیوان سلجوقیان بود و بوفور سخاوت و فرط کرم و وت شهرت عام داشت و حون OÙ ید اش Jus آن جبان دانش و بینش روشنی پذیرفت SP هت خوددا برتربیت او مقصور کردانند و آن فرزند وشد در رده سالی ار Ti فارغ کردیده آنکاه pl اوقات خحسته ساعاترا cent علما و ملازمت LA دروس و فتوی و حصیل علوم و اکتساب فضایل مصروف داشت و Gus dla سر آمد فضله عم کشته در فقه سارت ام بدا کرد آنکاه روی à غربت Jal sl سیاق و Sol ق در cal و در OÙ عم سار صاحب وقوف شد بعد از حند کاهی پا این شادان عمید بلخ روزکار می کذرانید و عمید هر وقت که کان می برد که خواجهرا از ماع Lo جبزی جم کشته است می کفت حسن فربه شده است و هرچه خواجه داشت ازوی می ستد و حون این حرکت نا پسندیده که 2 5 لامست از ان شادان وجود آمد نظام الاك از خدمتش متفر کشت و برو کت و وا
بساطیوسی جقربيك Gore حاصل کرده شمه از حالات خویش معروض
ناس باصفمان ردند و در مدرسه ملك شاهی دفن کردند و سلطان مود بن ملك شاه بن الب ارسلان جون باصفیهان رسید اورا با برادرش برکارق .ن ملك شاه حنك افناد لشکر سلطان مود شکسته شد و ناج اللك ابو Detail بکرفتند آکاه غلامان خواجه در سر او رفتند و اعضای اورا از هم جدا کردند زرا که مشهور حنان ود که خواجهرا باغوای ابو Al کارد زدند وزارت ابو لام بعد از خواجه بفت ماه نکشید زبرا که خواجه در رمضان شمادت Si cil کنتم و ابو الغنامرا در دوازدهم حرم سنه نت و مانن و اربعماه 2289
ترا از وزرا بد*از ان ااعی مقصل خواهد آمد ی ذکر سیر و احوال زرا که در اخبار بر ایشان حبزی که مسمح و لابق با چنبن مختصر باشد یافت نشد و هم ابو عبد الرحيم و موید El و فخر EU و ابو جعفر و ایو الفتح af ابنا نظام اللك قوام ail درکزیی انوشروان ان خالد شرف Je ن رح LE الدن ان سلمه کال de à 2€ ol خازن رازی ِ EN نن وجودی مود الدن اصفهانی تاج GA زرادشت ارسی شمس pol Gal درکزیی شپاب الاسلام برادر نظام اللك مجد الاك ابو طاهی À وزیر کاشفاری معان ol ختص اللك نصبر OA وزی اصر الدین فخر اللك og نظام اللك cal Le مد الدین à علحه
Jui
و iQ بات قدیم و سوالقب.حقوق و Ms اخلاص سانات ct رد و شهادت Lil و تاج AU ابو el برای وزارت ترشح «BL بود همه مکفتند وزیر او باشد و سلعان حون Le] las. شُرمود ا ءنحمان روزی از برای اج اللك اپو Al در ae وزارت اختیار کنند ايشان باتفاق روز آدینه منتصف شوال سنه خس و عائن و élu sl اختبار کردند و سلطان مك شاه روز حمار شنبه شکاررفت و در شکارکاه موم شد سغداد آمد و نهد ۱۶ و قوتش ساقط کشت و روز ادینه که جهت جلوس ایو AA مختار بود LL ملك شاه در کذشت و شخصی اورا y سسل عاره در شونزه دفن کردند و کوند هیچ آفربده بر سلطان غاز HS و از وفات خواحه ۲ وفات سلطان يك ماه ام نبود و جواب خواجه سلطانرا که دوات آن تاج در کمادن این دوات, سته. است bite ورست.شد و وت سلطا ۱۳ وفات خواحه در نظر خلق حمان be زاده داشت و مالك الشعراء و
الافاضل gel معزی در ان معی ریاعی کفته است
دستور و شهنشه از حمان رات خویش بردند AS joe زین ,یش تال 4 شدی 4,5 شاهنشاه ریش
RS, دستور Go در سش و در آن حال از پسران سلطان él شاه مشود با مادرش زسده خانون حاضر بود مقتدی حای ملك شاه با او داد و در بغداد بنام او سلطنت خطه کردند و او سه dl ود و ناج الاك وزبر او بود از بغداد باز کشتند و کالد سلطائرا
+ hu psg و خروش در اشکرکاه افتاد و دم عم آمدند و ساطان سوارشد و و اربعمایه بود و OÙ ساکن کردانید و این واقعه در رمضان سنه خس و داشت و غلامان و متعلقان خواحه JL Las در آن وفت خواحه هفتاد و حوی آب زرك در مان So کران در 4e شخض او ردند و در اهل اصفپان bel و خوش دفن کردند و آن 05 Eole ی رود els آن
wo بزرلك بود و JL هت از خاندان قدم بشیراز مشهور بریاست Al Fe D و GA و تصون کردی و وفت روزه DS سار La جع آوردی و حو وزارت رسد | Es قاعده FA داخت و ان الهسار به 3( ولا فرق شتا الدهن عکنت مهم مکیدنه فضی SU وامکن اهر و اج EN در عهد خواحه ملازمت سلعلان ملك شاه می عود 3 از خواص و احاب 4 کج و الق دی de و GS و کاردان و از de حاسدان
خواجه و دام پیش سلطان pe صورت Je او کردی و خواجه بسبب
” ۰ ro 1 LA Le un ۳ ۲